باشد .
- اگر گياهى نباشد ، با بوى گياه سر كند ، ولى از راه سپردن سير نشود .
- چنان بانشاط و رقصان است كه سوارى بر پشت آن مشكل و جهاز شتر فرياد زند :
آهسته !
- روزى و انصاف در اين مرز و بوم ناياب است ، به رى پناه ببر و اين دو را از معدن بجوى .
- اگر راه به سوى ابو العباس ، شهريار آن ديار باشد ، دشواريها آسان و سختيها هموار شود .
4 - ابو الفياض ، سعد بن احمد طبرى قصيدهاى در ثناى او دارد ، از آن جمله :
- من با اين قافيهپردازىام ، شعر خود را به حساسترين قافيهپردازان و شاعران هديه مىكنم .
- چونان كه در مثل آمده ، خرما به قلعهء خيبر مىبرم . نظير مثل فراوان است .
- از دست كرمت آرزويى دارم كه روا ندانستم نزد ديگرانش اظهار كنم .
- نبينى كه زادهء اميرم پناه داد و از ساحت خود ، عالىترين غرفه را مخصوص من ساخت ؟
5 - صاعد بن محمد جرجانى ، اين دو بيت را به خدمتش ارسال داشته است :
- اگر بخواهم درخور اشتياق و آرزويم تحفهاى به خدمت آورم ، جز ديدگانم نخواهد بود .
- ولى هديهء من برحسب قدرت و استطاعتم است ؛ از اينرو ، ديوانى با خط ابن مقله به ارمغان آوردم .
6 - ابو القاسم ، عبد الواحد بن محمد بن على بن حريش اصفهانى ، ضمن قصيدهاى بسيار طولانى كه ثناگستر ضبى گشته است ، چنين مىگويد :
- جان و خاندانم فداى آن منزل كه تو ساكن آن باشى و هم فداى آن روزگاران كه گذشت و جز ايامى قليل از آن نافع نيفتاد .
- و آن زلفان دلاويز كه بر رخسارش راه برده و باد صبا وزيده و از راهش به در مىبرد .
الغدير ( فارسى ) — صفحة 142
مساهمون: الشيخ عبد الحسين الأميني (العلامة الأميني)
ص١٤٢