اين حديث را جاحظ در المحاسن و الاضداد 104 و بيهقى نيز در المحاسن و المساوى :
1 / 74 نقل كردهاند ، با اين تفاوت كه بيهقى به جاى ابو الحسن ، رضى را نام برده و گمان مىرود رضى تصحيفشدهء مرتضى باشد كه لقب امام عليه السّلام است .
همچنين شيخ طوسى در امالى 180 و بهاء الدّين در تاريخ طبرستان 224 و ابن شهرآشوب در المناقب : 5 / 118 ، چاپ هند ، اينروايت را نقل كردهاند .
مسعودى ، حمّانى را در ضمن سخنى كه اشاره خواهيم كرد ، ستوده و گفته است :
علىّ بن محمّد حمّانى ، مفتى ، شاعر ، مدرّس و زبان گوياى مردم كوفه بود و كسى در كوفهء آن زمان بر او مقدّم نبود . « 1 »
عمرى نسبشناس در المجدى با تعريف و تمجيد از او ياد كرده كه خلاصهاش اين است : حمّانى از جهت شعرش شهرتى بسزا يافت . براى يحيى بن عمر مرثيهاى گفت كه بهترين شاعر در ميان برادرانش معرّفى شد و كنيهاش ابو الحسين بود . همين نويسنده در شرححال سيّد رضى ، به مناسبتى ، از حمّانى ياد كرده و مىگويد : او تا امروز بهترين شاعر قريش است و از براى قريش كافى است كه در آغاز امر شاعران نامدارى همچون حرث بن هشام ، عبلى و عمر بن ابى ربيعه داشت و در آخر كارش تا اين زمان محمّد بن صالح موسوى و علىّ بن محمّد حمّانى را دارد .
رفاعى او را چنين معرفى مىكند : او آقايى بزرگوار ، نافذ ، و دلير است ، و شاعرى مبتكر و سخنورى بليغ . « 2 »
سهل بن عبد اللّه بخارى نسبشناس معروف در كتاب سرّ السلسلة با مدح و ثنا از علم و شعرش ياد كرده و صاحب بحر الانساب المشجّر در آن كتاب و بيهقى در لباب الانساب و ابن مهنّا در عمدة الطالب 269 به نيكى از او نام بردهاند . ابن مهنّا به ديوان شعر مشهورش نيز اشارت كرده است .
حموى در معجم الادباء : 5 / 285 در شرححال محمّد بن احمد حسينى علوى او را به عنوان شاعرى نوآور و دانشمندى محقّق ستوده و گفته است : شعرش مشهور و نامش با
هامش
( 1 ) . مروج الذهب : 2 / 322 .
( 2 ) . صحاح الاخبار 40 .