تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسى ) — صفحة 551

مساهمون:

ص٥٥١
- او به سجده مىافتد و صورت بر خاك مىنهد و در حال ركوع و سجود ، آماج تير و نيزه قرار مىگيرد . - آب مىجويد ، در حالى كه فرات نزديك است و آب را مىبيند ، در حالى كه از آن دور است . - اى ستمگران ! آيا مىدانيد چه كسى را كشتيد ؟ به جانم سوگند كسى را كشته‌ايد كه هستى در وجودش خلاصه شده است . و در مدح اهل البيت عليهم السّلام گويد : - من از قومى سخن مىگويم كه آسمانشان شمشيرها ، زمينشان دشمنان ، و درياهاشان سرشار از خون گلوهاى دشمنان است . - از گردوغبار ميدان نبرد به عنوان ابر باران مىطلبند ، باران مرگ بر گروه دشمنانشان . - و چون تاريكيهاى فتنه ، تيرگى افزايد ، خورشيد و ماه آن را آرا و افكارشان تشكيل دهد . - به فضل اينان مىتوان بهشت را خريد و باغهاى بهشت و خيام و قصور آن همگى از آن آنهاست . - وقتى گناهان متراكم شد ، به مهر آنان گنهكار مىتواند غفران يافت . - اينانند اختران رخشان در برجهاى فلك ، و سال به تعداد آنان ماههايش تكميل مىشود . شرح‌حال زاهى را از اين مآخذ گرفتيم : 1 - تاريخ بغداد : 11 / 350 . 2 - يتيمة الدهر : 1 / 198 . 3 - الانساب سمعانى . 4 - المناقب ابن شهرآشوب . 5 - معالم ابن شهرآشوب . 6 - تاريخ ابن خلكان : 1 / 390 . 7 - مرآة الجنان : 2 / 349 .