تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسى ) — صفحة 550

مساهمون:

ص٥٥٠
- من براى پيكرهاى تيرباران شدهء شما در عراق تشبيهى دارم . - و شما را در عرصهء كربلا ، به ماه‌هاى درخشنده‌اى كه خسوف كند ، مانند كرده‌ام ؟ - ديگر سرزمين مدينه از جمع شما خالى شد ، مانند لوحه‌اى است كه خطوطش را بزدايند . - و رفتار زمين كربلا با شما چنان بود كه گويى درخشنده ستارگانى را بر خاك فروريزند . - گويا زينب را مىبينم كه گرد حسين با گيسوانى پريشان در حركت است . - صورت بر رگهاى بريدهء گردنش نهاد و آه و ناله از دل دردمندش سرداد . - و مىبينم فاطمه را كه حيران است وقتى تازيانه را بر پهلوى زينبش مىنگرد . - و سبط پيامبر را كه پيكرش روى خاكها مانند قربانى سر بريده فتاده است . - و ياران جوانمردش را كه چونان قربانيان به خاك و خون آغشته‌اند . - و سرهاى بريدهء آنان بر فراز نيزه‌ها همسان شاخسارهاى ميوه‌دار است . - و سر حسين در پيشاپيش ساير سرها مانند سپيدى صبح مىدرخشد . و در رثاى آن حضرت عليه السّلام گويد : - اى ديده‌ها ! سرشك فروباريد ، سرشك فروباريد بر آل پيامبر خدا تا گونه‌ها از آنها اثر پذيرد . - و اى دلها در آتش اندوه دگرگونه شويد كه اندوه آنان را پايانى نيست . - از آنان به نخلهاى بلند خوش‌تركيب كه شكوفه‌هايش برهم پيچيده ، تعبير شده است . « 1 » - از آنان در كتاب الهى به روغن چراغ‌افروز و براى روشنى فروغ هدايت به آتش‌زنه تعبير شده است . - اسامى آنان چون ياد خدا شود ، به اسامى خدا بشدت مقرون گردد . - حوادث روزگار هريك از آن بزرگواران را به خاك انداخته است و به حال نزع افتاده‌اند . - من حسين را در كربلا فراموش نمىكنم ، در حالى كه بين دشمنان تشنه و تنهاست .
هامش
( 1 ) . اشاره است به سورهء ق 50 / 10 .