- من براى پيكرهاى تيرباران شدهء شما در عراق تشبيهى دارم .
- و شما را در عرصهء كربلا ، به ماههاى درخشندهاى كه خسوف كند ، مانند كردهام ؟
- ديگر سرزمين مدينه از جمع شما خالى شد ، مانند لوحهاى است كه خطوطش را بزدايند .
- و رفتار زمين كربلا با شما چنان بود كه گويى درخشنده ستارگانى را بر خاك فروريزند .
- گويا زينب را مىبينم كه گرد حسين با گيسوانى پريشان در حركت است .
- صورت بر رگهاى بريدهء گردنش نهاد و آه و ناله از دل دردمندش سرداد .
- و مىبينم فاطمه را كه حيران است وقتى تازيانه را بر پهلوى زينبش مىنگرد .
- و سبط پيامبر را كه پيكرش روى خاكها مانند قربانى سر بريده فتاده است .
- و ياران جوانمردش را كه چونان قربانيان به خاك و خون آغشتهاند .
- و سرهاى بريدهء آنان بر فراز نيزهها همسان شاخسارهاى ميوهدار است .
- و سر حسين در پيشاپيش ساير سرها مانند سپيدى صبح مىدرخشد .
و در رثاى آن حضرت عليه السّلام گويد :
- اى ديدهها ! سرشك فروباريد ، سرشك فروباريد بر آل پيامبر خدا تا گونهها از آنها اثر پذيرد .
- و اى دلها در آتش اندوه دگرگونه شويد كه اندوه آنان را پايانى نيست .
- از آنان به نخلهاى بلند خوشتركيب كه شكوفههايش برهم پيچيده ، تعبير شده است . « 1 »
- از آنان در كتاب الهى به روغن چراغافروز و براى روشنى فروغ هدايت به آتشزنه تعبير شده است .
- اسامى آنان چون ياد خدا شود ، به اسامى خدا بشدت مقرون گردد .
- حوادث روزگار هريك از آن بزرگواران را به خاك انداخته است و به حال نزع افتادهاند .
- من حسين را در كربلا فراموش نمىكنم ، در حالى كه بين دشمنان تشنه و تنهاست .
هامش
( 1 ) . اشاره است به سورهء ق 50 / 10 .