منصور « 1 » به دنيا آمد . وى غلام آزادشدهء عبيد اللّه بن عيسى بود و جاى ترديد نيست كه رومى الاصل است و اين مطلب را او خود ياد كرده ، در چند جاى ديوانش بر آن تأكيد مىورزد ؛ همچنين با توجه به نام جدّش جريج يا جرجيس كه بىشكّ اسمى يونانى است ، به سخن كسى كه گفته است به اين دليل او را ابن رومى گويند كه در كودكى ، زيبا روى بود ، نبايد وقعى نهاد .
پدر ابن رومى با عدّهاى از دانشمندان و ادبا رابطهء دوستى داشت ، يكى از آنها محمد بن حبيب راويه است كه بايد از او نام برد كه در لغت و علم انساب عرب دستى داشت ، شاعر ما به همين مناسبت با او رفتوآمد پيدا كرد . محمد بن حبيب بر اثر تيزهوشى و قريحهاش او را مورد توجّه خاص خود قرار داد . شاعر از اين محمد بن حبيب ياد كرده ، گويد :
هنگامى او به چيزى مىگذشت كه او را شگفت مىآمد و آن را مىپسنديد ، به من مىگفت : اى ابو الحسن آن را به ذهنت بسپار .
ما مىدانيم كه مادر ابن رومى ايرانى بوده است ، چه خود اظهار كرده است كه ايرانيها دايىها و روميها عموهاى من هستند ، ولى بعد از آنكه نسبش را از طرف پدر به يونانيان رسانده ، گفته است : پس مرا پدر سياست « ساسان » نزاده است . شايد مادرش از اصل ايرانى بوده و مىخواسته بگويد كه از جانب پدر و مادر ، هيچ كدام ، ايرانى خالص نيستم و اين سخن بيشتر مورد قبول است ، زيرا با اينكه زبان فارسى را مىدانست ، ولى مثل كسى نبود كه در دامن مادرى كه فقط به زبان فارسى حرف مىزند و غير فارسى نداند ، بزرگ شده باشد . هنگامى كه مادرش از دنيا مىرفت ، او از جوانى به كهولت رسيده ، يا در شرف كهولت بود كه در شعرش گويد :
- به من مىگويند آيا از بىشيرى گريه مىكنى با فاصلهاى كه بين شيرخوارى تا كهولت است ؟ مىگويم :
- او مادر است اى مردم ! از فراقش مىسوزم و كسى كه بر مادر مويه كند ، نه ملامت شده
هامش
( 1 ) . از ابو عثمان خالدى اقتباس شده است .