گردد .
- پس از آن ، على بر دوش پيامبر بالا رفت ، وه كه چه رتبهء بلندى را حائز شد .
- او بتها را از فراز كعبه به زير آورد و پليديها را از آن زدود .
- در آن هنگام اگر وصى مىخواست دست به اختر رساند ، از دسترسش دور نبود .
- آيا شما غير از على و فرزندش ، ديگر كس را مىشناسيد كه بر پشت پيغمبر سوار شده باشد ؟
- امر على در زير درختهاى غدير خم مشكل و منحرفكننده از راهش نبود .
- سفارش پيغمبر دربارهء دوبار گرانش حجتى است كه شما را از ديگر چيزها بىنياز مىكند .
- مرتضى را بطورى كه هيچگونه خفا و سستى در آن نبود ، معرفى كرد .
- رهبر و پيشوايى استوار ، چنان كه ماه شب چهارده ، در ميان ابرها و ظلمتها ، طلوع كند .
- اين است مولاى كسى كه من مولاى اويم ، اين سخن را پيغمبر علنا و با صداى بلند گفت .
- پروردگارا دوست دار و يارى كن كسى را كه او را دوست دارد و هركسى وصى را دشمن دارد ، او را دشمن گير .
- اين دعا در همهء مردم ، اعم از مولا و رعيت ، پيوسته جارى است .
- كسى كه او را دشمن دارد ، مهم نيست كه به دين يهود يا به دين مسيح بميرد .
- هركس چهرهء على را بنگرد ، چهرهء مرد عابدى را مىبيند كه دايم در دعا و كنارهگيرى از مردم است .
- او مقصود از سؤال پيامبر بود و مورد آرزوى او ، هنگامى كه مرغ بريانى برايش هديه آوردند .
- پيغمبر از خدا خواست كه محبوبترين همهء خلقش را به زودى بر او وارد سازد .
- ناگاه وصى در خانه را زد ، تا سلام خدايى شامل حالش گردد .
- انس بارها على را از ورود بر پيغمبر بازداشت ، زيرا على از قبيلهء او خزرج نبود ( و او
الغدير ( فارسى ) — صفحة 494
مساهمون: الشيخ عبد الحسين الأميني (العلامة الأميني)
ص٤٩٤