در جلالت و مقام ابن علويه اين بس كه اخبارش در كتابهايى امثال : الفقيه ، التهذيب ، الكامل ، امالى صدوق ، مجالس مفيد و مانند اينها از كتابهاى عمدهء اصحاب اماميه كه خشنودى خدا نصيب آنان باد ، پراكنده است ، و دليل بر وثاقت او ، اين بس كه دانشمندان قم با اينكه به كمترين اشارهاى در راويان خدشه وارد مىساختند ، بر روايات او اعتماد كردهاند .
ابن علويه گذشته از اينكه از بزرگان حديث است ، از دانشمندان بسيار مبرز ادبيات عرب نيز مىباشد . ازاينرو ، سيوطى در بغية الوعاة ، به شرح حالش پرداخته و ثعالبى او را از نويسندگان و شعراى اصفهان نام برده « 1 » و حموى گويد : او لغتشناسى بود كه به ادبيات مىپرداخت و شعر نيكو مىسرود « 2 » ، و شيخ الطايفه و همطرازان او از تذكرهنويسان تا امروز ، او را به نويسندگى معرفى كردهاند .
اما قدرت شاعرانهء او در نقطهء اوج و عالىترين مراتب صنعت شعر بوده است ؛ نظم او به فصاحت و بلاغت و سياق نيكو و قوت تركيب ، امتياز دارد ، و برازندگى او ، به قاطعيت استدلال و حسن القاى مطلب و دستيابى به دلايل كوبنده و رسيدن به روح مقصود در بيان تعبيرات است . ازاينرو ، اشعارش دربارهء ائمه دين عليهم السّلام همچون شمشيرى است كه شبهات ناصبيان را قطع مىكند و يا همچون كلنگى است كه به ويرانى خانههاى عنكبوتى اشتباهكاران مخالف امامت عترت طاهره مىپردازد . قصيدهء محبرهء او كه ما شاهد كتابمان را از آن برگزيديم ، گواه همهء اين گزارشهاست ، و نيز دليل گويايى بر برازندگى شعر و قدرت شاعرانهء اوست ، چنان كه ابو حاتم سجستانى در آنچه بدان او را ستوديم ، گواهى داده است .
ابن علويه به سال 212 متولد و به سال 320 و اندى بدرود زندگى گفت و در سال 310 در حالى كه نود و هشت ساله بود ، اين شعر را گفته است :
- سرانجام دنيا ، براى ثروتمند ، بىچيزى و براى لذتهاى زودگذر ، پشيمانىآور است .
- براى خردمندان ، مرگ مايهء عبرت است ، و توشهء تقوا برگرفتن ، غنيمت است .
هامش
( 1 ) . يتيمة الدهر : 3 / 267 .
( 2 ) . معجم الادباء : 2 / 3 .