تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسى ) — صفحة 38

مساهمون:

ص٣٨
برگزيد . - و براى او روزى كه از جسر نهروان لشكر خود را عبور مىداد ، عجايبى رخ داد : - خورشيد بعد از غروب بر او بازگشت ، در حالى كه بشدّت مىدرخشيد و لهيب شعله‌هايش بالا گرفته بود . « 1 »

شاعر را بشناسيم

شاعر ما ، ابو الحسن على بن عبّاس بن جريج « 2 » ، مولاى « 3 » عبيد اللّه بن عيسى بن جعفر بغدادى ، مشهور به ابن رومى ، يكى از مفاخر عالم تشيع و مردى فوق العاده و داراى ويژگيهاى ممتاز در امت اسلامى است . زيبايى و ظرافت اشعار طلايىاش كه بسيار فراوان هم مىباشد ، رونق‌بخش بلاغت عربى است . اين اشعار از شمشهاى طلاى ناب ، برتر و از ستارگان آسمان ، فزون‌تر و نورانىتر است . از ميان فنون مختلف شعر ، ابن رومى در مدح ، هجا ، توصيف و تغزل ، ممتاز شناخته شده است ، به طورى كه ديگران از رسيدن به پايگاهش ناتوان مانده‌اند و چشمها به ادب و كمال او خيره شده است . بنابراين ، او برتر از شبيه و نظير است ، چنان كه فضايل و كمالاتش از حساب بيرون مىباشد . او را در دوستى خاندان پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله هدفهاى بلندى منظور است . اصولا ويژگى او بدان خاندان و مديحه‌سرايىاش براى آنان ، و دفاع از ايشان در برابر حملات مخالفان ، از حقايق آشكار زندگى اوست .
هامش
( 1 ) . المناقب ، ابن شهرآشوب ، چاپ ايران : 1 / 531 . ( 2 ) . اين‌طور در الفهرست ابن نديم و تاريخ خطيب و بسيارى از كتب تاريخ رجال آمده است ، ولى در مروج الذهب ، سريج ضبط شده و در معجم مرزبانى ، جورجس و در تاريخ ابن خلكان به نقل قول مجهول ، جورجيس و در برخى فرهنگها ، جرجيس آمده است . ( 3 ) . مولى : مالك ، سيد ، عبد معتق [ غلام آزادشده ] ، منعم ، منعم عليه ، محب ، صاحب ، هم‌پيمان ، همسايه ، ميهمان ، شريك ، فرزند ، پسر عمو ، پسر خواهر ، عمو ، داماد ، مطلق نزديكان ، ولى و تابع . رك : المنجد ، مادهء « ولى » . البته ، در اينجا مقصود غلام آزادشده است ، چنان كه اشاره خواهد شد . ( م )