تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسى ) — صفحة 37

مساهمون:

ص٣٧

5 ابن رومى ( م 283 )

- اى هند ، من عاشق نيستم و كسى همانند من ، عقيده به عشق زنان ندارد و زير بار گناه نمىرود . - ولى عشقى از وصىّ پيامبر در سينهء من سايه افكنده كه تا عمق دلم رسوخ كرده است . - او چراغى فروزان است و هركس از عذاب نجات يابد ، از بركت اوست . - من اگر به او عشق نورزم ، كس ديگرى را براى نجات از گناهانم در روز قيامت نمىيابم . - به من بگوييد : آيا راه راست او را از روى نادانى رها كنم و دنبال راه كج‌ومعوج بروم ؟ - من او را مانند شمشى از طلاى ناب مىبينم و ديگران را در چشم ناقدى بصير ، قلب و ناسره مىنگرم . - در هرفضيلتى آشكارا و باعظمت ، مقام او را تا درجهء خورشيد عالمتاب و تا درجهء ماه كامل در شبى تاريك مىدانم . - پيامبر در روز غدير سخنى به او گفت كه براى شنوندگان هيچگونه ابهامى نداشت : - كسى كه من مولاى اويم ، اين على درست مثل من مولاى او است . آرى ، او اين‌چنين به نشان ولايت سرافراز آمد . - بار ديگر هنگامى تاج افتخار به دست آورد كه پيامبر او را به همسرى فاطمهء بتول