خود خبر مىداد ، چون امت خود را از درك رموز قاصر مىديد و به حق هم قاصر بود و هنوز هم قاصر است ، لذا خود را مجبور ديد خليفهء بعد از خود را تعيين كند .
اين حديثى ثابت و متواتر است كه صدورش جاى هيچگونه ترديد نيست . علامهء سمهودى پيرامون اين حديث ، سخنى ايراد كرده كه قبلا آن را بيان كرديم . پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله نياز شديد امتش را از نخستين روز دعوتش مىدانست ، روزى كه مأمور شد فاميل و عشيرهاش را انذار كند كه حديثش پيش از اين گذشت . شبيه اينروايت صريح ، حديث سفينهء نوح است ، آنجا كه در آن تشبيه كرده است خود و اهلبيتش يعنى ائمهء اهلبيت را به سفينهء نوح كه هركس سوار آن شد ، نجات يافت و هركس از آن تخلف ورزيد ، غرق گرديد . لذا نجات را به پيروى از آنان با استعارهء سوار سفينه شدن ، منحصر كرده است . اگر آنان را علوم كافى براى ارشاد امت نبود و اينكه آن علوم جز به وسيلهء رهبرى آنان فراهم نمىگرديد ، اين تشبيه صادق نمىآمد و كلام در جاى خود قرار نمىگرفت .
مانند اين حديث است ، حديثى كه در آن پيامبر صلّى اللّه عليه و آله اهل بيتش را به نجوم تشبيه كرده ، زيرا خاندان پيامبر صلّى اللّه عليه و آله همچون اختران فروزان هستند كه در تاريكى و حيرت شبهاى ظلمانى ، راه را از بيراهه نشان مىدهند و پرچمهاى تابناكى براى هدايت مردمند كه در تاريكيهاى گمراهى و اختلاف ، امت را راهنمايى مىكنند . اگر اينان پايگاههاى اصلى دانش و هدايت نبودند ، اين تشبيه در جاى خود قرار نمىگرفت .
هرگاه علم امت امروز نسبت به قرآن و سنت ، بيشتر و كاملتر از علم على عليه السّلام و علوم هريك از اولاد معصومش بود ، چنانچه اين بيچاره پنداشته ، چگونه اين امر بر پيامبر صلّى اللّه عليه و آله مخفى مىماند و همچون كسى كه از امتش بىخبر باشد ، مىگفت : أعلم امتى من بعدى ، على بن ابى طالب عليه السّلام .
نيز چگونه او را ظرف علمش ، و بابى كه از طريق او بايد وارد شد ، قرار مىداد ؟
چگونه عنوان باب علم خود و بيانكنندهء رسالت آسمانىاش را بعد از خود به او مىداد ؟
چگونه او را به عنوان خازن و مخزن علمش معرفى مىكرد ؟
چگونه ميان امت تنها او را به وصايت و وراثت علمش برمىگزيد ؟
الغدير ( فارسى ) — صفحة 456
مساهمون: الشيخ عبد الحسين الأميني (العلامة الأميني)
ص٤٥٦