مبادى صحيحشان ، آن را تكذيب كرده ، حرام مىشمارد ، نسبتهايى زننده و ناروا كه دست دشمنيها و كينهجوييهاى مرموز ، براى آنان ساخته است . گويا گوشهايش از شنيدن حقايق و عقايد مندرج در تأليفات قديم و جديد شيعه ناتوان است و در جلو ديدگانش پردهاى پديد آمده كه اينهمه تأليفات گرانقدر را كه كتابخانههاى جهان آكنده از آنهاست ، نمىبيند . بلى ، آنان كه به خدا ايمان نياوردهاند ، گوشهايشان سنگين است و چشمهايشان كور . « 1 » خدا تباه سازد بهرهء مؤلفى را كه اين است نمونهء كار او ، و خدا دستش را بشكند ، و عواقب شوم كارش را در اين دنيا ، قبل از عذاب آخرت ، گريبانگيرش كند .
گرفتارى بزرگ ما اين است كه اين مرد دروغزن كه زاييدهء تمدن امروز است ، در نقل مطالب از تأليفات شيعه ، گاهى دروغ مىگويد ، مانند اينكه در شرححال كلينى گويد :
مىگويند كه قبرش را گشودند و او را با همان شكل و قيافهء اوليه ديدند كه هيچگونه تغييرى نكرده و در پهلوى او كودكى بود كه با او دفن شده بود . ازاينرو ، بر مزارش مسجدى ساختند . « 2 » در پاورقى هم مىگويد كه در صفحهء 207 فهرست طوسى ، شمارهء 709 چنين آمده است ، ولى وقتى شما به فهرست شيخ طوسى مراجعه كنيد ، هرگز اثرى از اين گفتار نخواهيد يافت .
گاهى هم سخن را از جاى خود تحريف مىكند و صورتش را دگرگون مىسازد ، چنان كه دربارهء زيارت مولانا امير المؤمنين عليه السّلام كه از كافى كلينى : 1 / 321 نقل كرده ، از پيش خود الفاظى را افزوده است « 3 » كه بههيچوجه نه در كافى يافت مىشود و نه در هيچ يك از كتب ديگر شيعه .
از اين زنندهتر ، جهل و نادانى او نسبت به رجال و تاريخ شيعه است . در ترجمهء صحابى پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله و مرد شيعى بزرگ ، سلمان فارسى گويد : بسيارى از شيعيان هنگام بازگشت از كربلا قبرش را در قريهء اسبندور مدائن زيارت مىكنند . برخى از آنان « 4 » گويند :
او در اصفهان دفن شده است . همو گويد : مقداد كه در مصر از دنيا رفت ، در مدينه به
هامش
( 1 ) . فصلت 41 / 44 .
( 2 ) . قاموس الاسلام 284 .
( 3 ) . همان 80 .
( 4 ) . كاش به ما مىگفت كه مقصود از اين برخى ، كيانند ؟