نخواهد شد ، بلكه عقيدهء آنان كه از احاديثشان اتخاذ شده اين است كه او در مكهء معظمه در مقابل خانهء كعبه ظهور خواهد كرد . كسى نگفته آن نور ، در سرداب مخفى شده ، بلكه آنجا زيرزمين خانهء ائمه در سامرا بوده است ، چون معمول بود براى حفظ از گرماى شديد در خانهها زيرزمين تعبيه كنند و اين زيرزمين بخصوص شرافت و افتخارآميزى بر اثر انتساب به ائمهء دين كسب كرده است و از آنرو كه جايگاه سه تن از امامان بوده ، مانند ساير اماكن ، اين خانهء مبارك شرافت پيدا كرده است ، و اين شرافت و تكريم در ساير خانههاى ائمه عليهم السّلام و خانه شرف بخششان ، پيامبر اعظم صلّى اللّه عليه و آله در هرشهرى كه باشد ، جارى است ، زيرا خدا خواسته است اين خانهها بلندپايه و محل ذكر او باشد . « 1 »
كاش صحنهسازان سرداب بر يك رأى ثابت ، در دروغگويى خود اتفاق مىكردند تا آثار جعل و ساختگى كارشان آشكار نگشته آنان را رسوا نسازد ، مثلا ابن بطوطه « 2 » نمىگفت : اين سرداب مورد بحث ، در حله قرار دارد « 3 » و قرمانى در اخبار الدول نمىگفت در بغداد واقع است و ديگرى نمىگفت در سامراست و قصيمى كه بعد از همهء آنان آمده ، اصلا نمىداند اين سرداب كجاست ، ازاينرو ، تنها به لفظ سرداب اكتفا كرده تا نادانىاش پوشيده بماند .
من از قصيمى خواهش مىكنم زمان اين عادت را كوتاهتر از ( بيش از هزار سال ) قرار دهد تا شامل عصر حاضر و سالهاى پيوسته به آن نشود ، زيرا نبودن چنين عادتى در اين اعصار ، مقابل چشم و گوش همهء مردم و همهء مسلمانان است و چه خوب بود كه آن را به بخشى از قرون وسطى نسبت مىداد تا شنونده بتواند اجمالا وجود آن را احتمال دهد ، ولى دروغگو را حافظه نيست و بدينجهات بىتوجه است .
اما دربارهء تحريف قرآن ، حق مطلب را قبلا ادا كرديم . اين بود پارهاى از
هامش
( 1 ) . نور 24 / 36 .
( 2 ) . رك : مقدمهء تاريخ ابن خلدون : 1 / 359 ؛ وفيات الاعيان 581 .
( 3 ) . رحلة ابن بطوطة : 2 / 198 .