كسى كه على را بهترين مردم نداند ، كافر است . « 1 »
حديث رايت [ پرچم جنگ ] كه همگان در آن متفّق باشند : فردا پرچم را به دست مردى مىدهم كه خدا و رسولش او را دوست دارند و او نيز خدا و رسولش را دوست دارد .
نسبت على با من ، نسبت سر من با تن من است . « 2 »
نسبت على با من نسبت من با خداست . « 3 »
على نزد من از همهكس دوستداشتنىتر و نزد خدا از همهكس محبوبتر است . « 4 »
من از توام و تو از منى [ يا ] تو از منى و من از توام . « 5 »
على از من است و من از اويم و او مولاى هرمؤمن بعد از من است . « 6 »
حديث فرستادن سورهء برائت كه صحت آن اجماعى است : نبايد آن را [ آيات سورهء برائت ] ببرد مگر مردى كه از من است و من نيز از او باشم . « 7 »
خطاب به على عليه السّلام : گوشت تو گوشت من است و خون تو خون من و حق هميشه با تست . « 8 »
هيچ پيغمبرى نيست كه در امتش شبيهى نداشته باشد و شبيه من در امتم على است . « 9 »
اينك مىپردازيم به روايتى كه حاكم به صحت آن معترف است و طبرانى آن را از ام سلمه نقل كرده كه گفت : وقتى پيامبر خشمگين مىشد ، هيچكس جز على جرأت
هامش
( 1 ) . تاريخ بغداد : 3 / 192 - به نقل از ابن مسعود ؛ كنز العمّال : 6 / 159 .
( 2 ) . تاريخ خطيب : 7 / 12 ؛ الرياض النضرة : 2 / 162 ؛ الصواعق 75 م ؛ الجامع الصغير ، سيوطى ؛ شرح العزيزى : 2 / 417 ؛ فيض القدير : 4 / 357 ؛ نور الابصار : 2 / 80 ؛ مصباح الظلام : 2 / 56 .
( 3 ) . الرياض النضرة : 2 / 163 ؛ السيرة الحلبية : 3 / 391 . « شايد مقصود اين باشد : من برگزيدهء خدا هستم و على برگزيدهء من است » . ( م )
( 4 ) . تاريخ بغداد : 1 / 160 .
( 5 ) . مسند احمد : 5 / 204 ؛ خصائص نسائى : 36 ، 51 .
( 6 ) . مسند احمد : 5 / 356 . گروهى از حافظان نيز اين حديث را با سندهاى صحيحى كه بدانها اشاره خواهد شد ، نقل كردهاند .
( 7 ) . خصائص نسائى 8 .
( 8 ) . المحاسن و المساوى : 1 / 31 ؛ كفاية الطالب 135 ؛ المناقب ، خوارزمى 76 ، 83 ، 87 ؛ فرايد السمطين ، باب 2 ، 27 .
( 9 ) . الرياض النضرة : 2 / 164 .