را بسيارى توثيق كرده و دربارهء حفظ او سخن گفتهاند و ترمذى حديثى را از او غير از اين حديث صحيح دانسته است و نيز پس از روايت حديث گويد : رجال حديث همه مورد وثوقند . « 1 » سيوطى هم در جمع الجوامع ؛ متقى هندى در كنز العمال : 6 / 152 ، 157 ؛ هيثمى در مجمع الزّوائد : 9 / 114 ؛ عينى در عمدة القارى : 7 / 592 و بدخشى در نزل الابرار به نقل اين حديث پرداختهاند و بدخشى نيز اضافه مىكند كه اينروايت را احمد ، نسائى ، حاكم و ضياء به اسنادى كه رجالش مورد وثوقند ، نقل كردهاند .
2 - عبد اللّه بن عمر بن الخطّاب گويد : سه خصلت فرزند ابو طالب را دادند كه هرگاه يكى از آنها براى من بود ، من آن را از اشتران سرخموى محبوبتر مىدانستم : پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و آله دخترش را به ازدواج او درآورد و فرزندانى از او بههم رسانيد ، درهاى متّصل به مسجد را بست و در خانهء او را نبست و پرچم را روز خيبر به دست او داد .
سند حديث در مسند احمد : 2 / 26 چنين آمده است :
وكيع از هشام بن سعد ، از عمر بن اسيد ، از ابن عمر روايت كرده است و حافظ هيثمى در مجمع الزّوائد : 9 / 120 گويد : حديث را احمد و ابو يعلى روايت كردهاند و رجال هردو صحيح هستند .
و نيز همين روايت را ابن ابى شبيه ، ابو نعيم ، محبّ الدّين در الرياض : 2 / 192 ؛ شيخ الاسلام حمّويى در فرائد المسمطين ، باب بيست و يكم ؛ ابن حجر عسقلانى در فتح البارى : 7 / 12 و ابن حجر هيثمى در الصواعق 76 نقل كردهاند و ابن حجر در القول المسدّد 20 حديث ابن عمر را كه ابن جوزى به خاطر هشام بن سعد ، خدشهدار خوانده است ، صحيح مىداند و مىافزايد كه او از رجال مسلمان بسيار راستگوست و دربارهء حفظ حديثش سخن گفتهاند و حديث او را به شواهدى استوار و موثق دانستهاند ، چنان كه ، نسائى به سند صحيح و سيوطى در جمع الجوامع ، طبق گفتهء متقى هندى در كنز العمال :
6 / 391 آن را نقل كردهاند و بدخشى در نزل الابرار 35 گويد : اسنادش همه نيكو است .
3 - عبد اللّه بن عمر بن الخطّاب كه علاء بن عرار او را گفت : از على و عثمان برايم بگو .
هامش
( 1 ) . فتح البارى : 7 / 12 .