تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسى ) — صفحة 279

مساهمون:

ص٢٧٩
گوشهايش كرد و گفت : از رسول خدا شنيدم ، و گرنه گوشهايم كر باد . « 1 » آيا سعيد چه چيز اين حديث را بزرگ مىپنداشت تا جايى كه مىكوشيد خبر مربوط به آن را پس از آنكه از فرزند سعد شنيده بود ، از خود سعد بشنود ، آنگاه سعد با تأكيدى كه ذكر شد ، از حديث ياد كرد ، و ما مىدانيم كه او چه فهميده است . مسلما او چيزى جز همان معنى شكوهمندى را كه ما متذكّر شديم ، به خاطر نياورده است . 6 - گفتار امام ابو البسطام شعبة بن حجّاج دربارهء حديث كه گويد : هارون افضل امّت موسى عليه السّلام بود ، پس بايد على عليه السّلام نيز افضل امت محمّد صلّى اللّه عليه و آله باشد تا اين نصّ صريح كه روايتش هم صحيح است ، محفوظ ماند ، چنان كه موسى به برادرش هارون گفت : اخلفنى فى قومى و اصلح « 2 » : تو در ميان قوم جانشين من باش و در اصلاح آنان بكوش . 7 - طيّبى گويد : حرف « من » در انت منى بمنزلة هارون ، خبر مبتداست و « من » اتّصاليّه است و متعلّق خبر ، خاصّ مىباشد و « با » در « بمنزله » زايد است ، مانند آيهء
فَإِنْ آمَنُوا بِمِثْلِ ما آمَنْتُمْ بِهِ
« 3 » : اگر ايمان آورند ، ايمانى مانند ايمان شما . پس معنى حديث اين مىشود : تو متّصلى با من ، و جايگزينى از جانب من ، مقامى را كه هارون نسبت به موسى جايگزين بود . در اينجا تشبيهى به نظر مىآيد كه وجه شبه مبهم است و جملهء بعدى از آن پرده برمىدارد : الا انه لا نبى بعدى . ازاين‌رو ، معلوم مىشود كه رابطه و اتّصال نامبرده از ناحيهء نبوّت نيست ، بلكه پايين‌تر از نبوّت و آن خلافت است . « 4 » يكى ديگر از احاديثى را كه آن مرد تكذيب مىكند ، سخن و سد الابواب الا باب على است ، يعنى پيامبر صلّى اللّه عليه و آله همهء درهاى مسجد جز در خانهء على عليه السّلام را مسدود ساخت . او گويد كه شيعيان اين حديث را از باب مقابلهء به مثل ، جعل كرده‌اند . ما براى انتساب جعل حديث در اين مورد به شيعه ، علّتى جز بىآزرمى و پرمدعايى و ردّكردن حقايق مسلّم ، با هو و جنجال ، نمىشناسيم . اين كتابهاى پيشوايان اهل سنّت و از
هامش
( 1 ) . نسائى در خصائص 15 به چند طريق روايت كرده است . ( 2 ) . كفاية الكنجى 150 . ( 3 ) . بقرة 2 / 137 . ( 4 ) . شرح المواهب ، علّامهء زرقانى : 3 / 70 .