23 - ابن تيميه گويد : رافضى ( علّامهء حلى ) گويد كه از عمرو بن ميمون روايت شده است كه گفت : براى علىّ بن ابى طالب ده فضيلت انحصارى است :
[ ده روايت انحصاري براي شيعيان ]
1 - پيامبر صلّى اللّه عليه و آله فرمود : مردى را برانگيزم كه خدايش او را نگهدار است ، او خداى و رسولش را دوست دارد و خدا و رسولش او را دوست دارند . همگى گردن كشيدند تا ببينند آنكس كيست ؟ پيامبر فرمود : على بن ابى طالب كجاست ؟ گفتند : او با چشمدرد شديد در آسيا به آردكردن مشغول است و ديگران از اين كار امتناع ورزيدند . گويد : در اين وقت على با چشمدردى شديد كه قادر به ديدن نبود ، فرارسيد و پيامبر صلّى اللّه عليه و آله در چشمش دميد ، آنگاه سهبار پرچم را به اهتزاز درآورده ، به دستش داد و على صفيّهء بنت حيىّ را آورد .
2 - گويد : و نيز سورهء برائت را پيامبر به دست ابو بكر فرستاد و على را به دنبال او گسيل داشت تا سوره را از او بگيرد ، و فرمود : نبايد كسى آن را ببرد مگر كسى كه او از من باشد و من از او باشم .
3 - و به عموزادگانش كه على هم با آنها نشسته بود ، گفت : كداميك از شما در دنيا و آخرت با من همكارى مىكند ؟ همه امتناع كردند ، على گفت : منم همكار شما در دنيا و آخرت . پيامبر از سخن او گذشت و به طور خصوصى يكايك آنان را مخاطب قرار داد و فرمود : كدامتان با من همكارى مىكند و در دنيا و آخرت با من متّحد مىشود ؟ هيچكس جواب مثبت نداد و باز على فرمود : من در دنيا و آخرت ولايت و دوستى شما را مىپذيرم . پيامبر صلّى اللّه عليه و آله فرمود : تو ولىّ و همكار منى در دنيا و آخرت .
4 - و گويد : على نخستين كسى بود كه بعد از خديجه ، اسلام آورد .
5 - و پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و آله جامهء خود را گرفت و آن را بر على و فاطمه و حسن و حسين نهاد و گفت : منتهاى خواست خدا براى شما اهل بيت اين است كه پليدى را از ساحتتان دور كند و شما را پاك دارد . « 1 »
6 - و گويد : على خود را به خدا فروخت و لباس پيامبرش صلّى اللّه عليه و آله را پوشيد و آنگاه در
هامش
( 1 ) . احزاب 33 / 33 .