مىشد ، مىپذيرفتند كه حديث ، اصلى استوار دارد و ساختگى نيست . آنگاه اشاره مىكند كه با وجود قواعدى كه تنظيم كردهاند و با وجود اينكه بسيارى از حفّاظ حديث را در كتبى كه مورد اعتماد است ، نقل كرده و آن را تقويت و تأييد كردهاند ، حكم به مجعوليّت مردود مىگردد .
و گويد : به استناد همين حديث معلوم مىشود كه نماز على قضا نبوده ، بلكه قطعا ادا برگزار شده است و گرنه سودى بر دعا مترتّب نخواهد بود . سپس گويد : و يكى از قواعد اين است كه هرگاه حديثى را دو طريق بود ، اصالت آن را معلوم مىدارد و از اتّفاقات جالب اينكه قصهء ابو منصور مظفّر واعظ را ذكر كرده است .
38 - شمس الدّين حفنى شافعى ( م 1181 ) كه شرح حالش در اين كتاب آمده است « 1 » ، در حاشيهاى كه بر جامع صغير سيوطى دارد ، گويد : اينكه پيامبر صلّى اللّه عليه و آله فرمود : خورشيد براى احدى جز يوشع بن نون متوقف نشد ، منافاتى با حديث ردّ الشّمس براى على ندارد ، زيرا آن در مورد بازگشت خورشيد پس از غروب است و حديث يوشع توقف خورشيد است ، نه بازگشت آن پس از غروب ، و مقصود اين است كه براى احدى در زمانهاى گذشته خورشيد حبس نشده است مگر براى يوشع بن نون و لفظ « حبس » فعل ماضى است و منافاتى با وقوع حبس بعد از آن براى پارهاى از اولياى خدا ندارد . « 2 »
39 - ميرزا محمّد بدخشى كه شرح حالش در اين كتاب ياد شد « 3 » ، گويد : گروهى از پيشوايان حافظ حديث ، مانند طحاوى ، قاضى عياض و ديگران صريحا صحّت حديث ردّ الشّمس را اعتراف كردهاند . طحاوى گويد : اين حديث قطعى است و راويانش مورد وثوقند ، و پس از نقل كلام طحاوى حكايت ابو منصور مظفّر واعظ را آورده ، گويد : حافظ سيوطى يك مجلّد كتاب خود را به طرق حديث و خصوصيّات آن اختصاص داده است . « 4 »
هامش
( 1 ) . رك : الغدير ( متن عربى / چ 5 ) : 1 / 144 .
( 2 ) . رك : الجامع الصغير : 2 / 293 .
( 3 ) . رك : الغدير ( متن عربى / چ 5 ) : 1 / 143 .
( 4 ) . نزل الابرار 40 .