- مىگويند از چيست كه مسيحيان آنان را دوست دارند و خردمندان عرب و عجم نيز .
- به آنها گفتم : پندار من اين است كه دوستى ايشان در دل همهء خلايق - حتى حيوانات - وجود دارد .
خطيب خوارزمى « 1 » و ابن شهرآشوب « 2 » و اربلى « 3 » اشعار زير را به يكى از مسيحيان نسبت دادهاند :
- امير المؤمنين على را عزمى راسخ است و جز او ديگرى را در خلافت طمعكردن روا نيست .
- او داراى نسبى برتر اسلامى اقدم و فضايلى است كه مسلمانان اجماع كردهاند .
- به اينكه على از تمام مردم بعد از پيغمبر برتر ، با ورعتر و شجاعتر است .
- من هرگاه به ملّتى غير از ملّت خود گرايم ، بىترديد مسلمان شيعى خواهم بود .
استاد عماد الدين طبرى اشعار ذيل را به ابو يعقوب مسيحى نسبت داده است « 4 » :
- آفرين بر درختى كه در بهشت برين روييده است و هيچ درختى با آن برابرى نمىكند .
- مصطفى ريشه ، فاطمه شاخه ، آنگاه على ، سرور انسانها ، لقاح آن درخت هستند .
- و آندو هاشمى ، دو سبط پيغمبر ، ميوهء آن و شيعيان برگهاى پيچيده به اطراف آنند .
- اين مضمون گفتار پيغمبر است كه راويان احاديث به سند عالى نقل كردهاند .
- من به دوستى آنها ، آرزو دارم فردا نجات يابم و با گروه برتر محشور شوم .
اين مرد مسيحى در اشعار خود اشاره به حديثى نموده است كه حافظان احاديث از پيغمبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله نقل كردهاند كه فرمود : من مانند درختى هستم كه فاطمه شاخهء آن است و على پيوند آن ، حسن و حسين ميوهء آن هستند و شيعيان ما برگهاى آن و ريشهء اين درخت در بهشت عدن است و بقيهاش در دگر جاهاى بهشت . « 5 »
هامش
( 1 ) . المناقب ، خوارزمى 28 .
( 2 ) . المناقب ، ابن شهرآشوب : 1 / 361 .
( 3 ) . كشف الغمة 20 .
( 4 ) . بشارة المصطفى جلد 2 .
( 5 ) . المستدرك ، حاكم : 3 / 160 ؛ تاريخ ابن عساكر : 4 / 318 ؛ الرياض ، محب الدين : 2 / 253 ؛ الفصول ، ابن صباغ 11 ؛ نزهة المجالس ، صفورى : 2 / 222 .