بىحركت مىماند ، محو مىشود و جابهجا مىگردد . او در آغاز دانا نبوده است ، سپس دانا شده است ، تا آنجا كه گويد : اين است توحيد همهء رافضيان ، مگر تعداد ناچيزى از آنها كه با معتزله همنشين بودهاند و به عقيدهء توحيد گراييدهاند ، در نتيجه رافضيان اين گروه را از خود طرد كرده و از آنان بيزارى جستهاند . امّا عقيدهء غالب آنها و بزرگانشان مثل هشام سالم ، شيطان الطاق ( مراد مؤمن طاق است ) ، على بن ميثم ، هشام بن حكم بن منصور و سكّاك همان است كه بيان داشتيم . ( ص 5 )
2 - رافضيان را عقيده اين است كه مىگويند خدايشان داراى پيكرى است با شكل و صورت كه حركت مىكند ، بىحركت مىماند ، زوال مىپذيرد و نقلمكان مىكند ؛ او نادان بوده و سپس دانا شده است . ( ص 7 )
3 - در روى زمين يك نفر رافضى پيدا نمىشود مگر اينكه معتقد است كه خدا شكل دارد . در اينباره رواياتى مىآورند و به احاديثى از پيشوايانشان احتجاج مىكنند ! مگر آن عدّه از آنها كه با معتزليان از قديم همنشينى كرده و عقيده به توحيد پيدا كردهاند ، در نتيجه رافضيان آنان را طرد كرده و از خود دور ساختهاند . ( ص 144 )
4 - رافضيان معتقدند صد مرد در يك روز ، مىتوانند بدون پاك شدن و نگهداشتن عدّه ، زنى را به مباشرت گيرند ، و اين امر مخالف عقيدهء همهء امّت محمّد است . ( ص 89 )
به زودى وضع همهء اين مطالب بوضوح ، آشكار خواهد شد و معلوم مىگردد شيعيان از روز نخست ، از اين سخنان مبرا بودهاند .
هرگاه از هواهاى نفسانى آنان پيروى كنى ، با وجود علمى كه ترا حاصل شده است ، در اين صورت تو از ستمگران خواهى بود . « 1 »
هامش
( 1 ) . بقرة 2 / 145 .