شعر ديگرى از حسان در مدح على عليه السّلام
- جبرئيل با صداى بلند فرياد زد در حالى كه گرد و غبار ميدان جنگ ننشسته بود .
- و در حالى كه مسلمانان در پيرامون پيامبر مرسل حلقه زده بود .
- شمشيرى غير از ذو الفقار نيست و جوانمردى همچون على وجود ندارد .
در اين اشعار حسان به داستان فرياد جبرئيل در روز احد دربارهء على و شمشيرش اشاره مىكند .
طبرى از ابى رافع اين روايت را نقل كرده : در روز احد هنگامى كه على عليه السّلام پرچمداران سپاه قريش را كشت و به زمين افكند رسول خدا عدهاى از مشركان قريش را ديد ، به على دستور داد به آنان حمله كند . حضرت به آنان حمله نمود و آنان را پراكنده كرد و شيبة بن مالك را كشت ، سپس جبرائيل گفت : اى رسول خدا ! اين است معناى برابرى و برادرى . پيغمبر فرمود : على از من است و من از او هستم . جبرئيل گفت : من هم از شما هستم .
ابى رافع گويد : در اين هنگام مردم صدايى را شنيدند كه مىگفت : لا فتى الا على لا سيف الا ذو الفقار « 1 » .
اين روايت را احمد بن حنبل در كتاب الفضائل از ابن عبّاس نقل كرده . ابن هشام اين جريان را از ابن ابى نجيح روايت كرده است « 2 » . خثعمى « 3 » در الروض الأنف ، ابن ابى الحديد اين روايت را نقل كرده است و گويد : اين روايت مشهور است « 4 » و گويد : رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله وقتى اين صدا را شنيد فرمود : اين صداى جبرئيل است « 5 » . خوارزمى از محمّد بن اسحاق بن يسار روايت كند كه وى گويد : در روز جنگ احد باد سختى وزيدن گرفت .
صدايى به گوش همه رسيد كه مىگفت :
لا سيف الا ذو الفقار * و لا فتى الا على
هامش
( 1 ) . تاريخ ، طبرى : 3 / 17 .
( 2 ) . سيره ، ابن هشام : 3 / 52 .
( 3 ) . الروض الانف : 2 / 143 .
( 4 ) . شرح النهج : 1 / 9 .
( 5 ) . همان : 2 / 236 و 3 / 281 .