تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسى ) — صفحة 74

مساهمون:

ص٧٤
وعده‌هاى پيامبر ايمان آورده و با او هجرت نمودم و در راه خدا جهاد كردم . بعد از سخن على هرسه نفر روانه شدند و به حضور پيامبر مشرف گرديدند و هر كدام جهت برترى خود را بازگو كردند ، پيامبر چيزى به آنان نگفت و آنها هم رفتند ، بعد از چند روزى جبرئيل نازل شده و دربارهء آن وحى آورد ، رسول خدا آن سه نفر را احضار كرد . وقتى آنان به خدمت پيامبر آمدند ، اين آيه را بر آنان تلاوت فرمود :
أَ جَعَلْتُمْ سِقايَةَ الْحاجِّ وَ عِمارَةَ الْمَسْجِدِ الْحَرامِ كَمَنْ آمَنَ بِاللَّهِ وَ الْيَوْمِ الْآخِرِ . . .
تا آخر آيه . داستان اين مفاخره ، و نزول اين آيه را در شان آنان ، عدهء زيادى از حفاظ و دانشمندان و مفسران در كتب خود آورده و با تحقيقات دامنه‌دارى كه دربارهء راويان اين حديث و سلسلهء سند آن نموده‌اند آن را معتبر دانسته ، برخى به اجمال ذكر كرده‌اند و عدّه‌اى مفصّلا آن را نقل كرده‌اند . از جمله : واحدى « 1 » ؛ قرطبى « 2 » ؛ امام فخر رازى « 3 » ؛ خازن گويد : شعبى و محمّد بن كعب قرظى گويند : كه اين آيه درباره علىّ بن ابى طالب و عبّاس بن عبد المطلب و طلحة بن ابى شيبة نازل شد . اينان با يكديگر مباهات كرده و هريك سخنى مىگفت . طلحه گفت : من صاحب خانه و كليددار كعبه هستم . عبّاس گفت : من حاجىها را آب مىدهم و اداره‌كردن حجاج با من است . على گفت : من ندانم شما چه مىگوييد ، من قبل از اينكه ديگران نماز بخوانند شش ماه جلوتر روى به قبله آورده و نماز خواندم و من در جهادها و جنگ‌ها دوشادوش پيغمبر شمشير زده‌ام . سپس اين آيه نازل شد « 4 » ؛ ابو البركات نسفى « 5 » ؛ حمويى « 6 » ؛ ابن صباغ مالكى « 7 » ؛ جمال الدين محمّد بن يوسف زرندى در نظم و شعر درر السمطين ؛ گنجى « 8 » ؛
هامش
( 1 ) . اسباب النزول 182 از حسن و شعبى و قرظى . ( 2 ) . تفسير ، قرطبى : 8 / 91 از سدى . ( 3 ) . تفسير كبير ، رازى : 4 / 422 . ( 4 ) . تفسير ، خازن : 2 / 221 . ( 5 ) . تفسير ، نسفى : 2 / 221 . ( 6 ) . الفرائد ، باب 41 از انس . ( 7 ) . الفصول المهمة 123 ، از واحدى از حسن و شعبى و قرظى . ( 8 ) . الكفاية 123 از ابن جرير و ابن عساكر از انس به همان عبارتى كه در متن آن را ذكر كرديم .
الغدير ( فارسى ) — صفحة 74 | الشيخ عبد الحسين الأميني (العلامة الأميني) / واحدى