خود حركت كرد و از مسير منحرف نشد و تغيير جهت نداد و قدم جاى قدم گذشتگان خود نهاد .
ابن حجر گويد : هنگامى كه علىّ بن ابى طالب در مسجد كوفه بر روى منبر سخن مىگفت شخصى از او دربارهء اين آيه سؤال كرد :
مِنَ الْمُؤْمِنِينَ رِجالٌ صَدَقُوا ما عاهَدُوا اللَّهَ عَلَيْهِ ،
حضرت فرمود خداوندا بخشش ترا خواهانم ، اين آيه درباره من و عمويم حمزه و پسر عمويم عبيدة بن حرث بن عبد المطلب نازل شده است ، امّا عبيدة در جنگ بدر شهيد شد و حمزه در روز احد دست از جان شست و در راه خدا شهيد گرديد ، و امّا من ، در انتظار بدبختترين افراد امت هستم كه اين محاسنم را از خون سرم رنگين نمايد ، اين پيمانى است كه دوست من أبو القاسم محمّد بن عبد اللّه صلّى اللّه عليه و آله با من بسته و برايم پيشبينى نموده است .
5 -
إِنَّما وَلِيُّكُمُ اللَّهُ وَ رَسُولُهُ وَ الَّذِينَ آمَنُوا الَّذِينَ يُقِيمُونَ الصَّلاةَ وَ يُؤْتُونَ الزَّكاةَ وَ هُمْ راكِعُونَ
« 1 » . براستى كه ولىّ شما خداوند است و فرستادهء او و كسانى كه ايمان آورده و نماز را بهپا داشته و زكات خويش را در حال ركوع مىپردازند .
أبو اسحاق ثعلبى در تفسيرش به اسناد خود از أبى ذر غفارى روايت نموده است :
روزى نماز ظهر را با پيامبر اكرم خواندم ، سائلى از مردم درخواست حاجتى كرد و كسى او را پاسخى نداد و به وى توجهى ننمود ، سائل دستهاى خود را به سوى آسمان بلند كرده و گفت : خداوندا شاهد باش من در مسجد پيغمبر تو ، محمّد ، از مردم چيزى خواستم و كسى به من توجهى نكرد ، در اين هنگام على عليه السّلام نماز مىخواند و در حال ركوع بود با آخرين انگشت دست راست خويش كه انگشترى گرانبها در آن بود به سوى سائل اشاره فرمود و او هم به نزديك على آمد و انگشتر را از انگشت او بيرون آورد و رسول اكرم شاهد اين منظره بود .
در اين هنگام پيامبر اكرم چشم خود را به سوى آسمان گشود و عرض كرد : خداوندا ! برادرم موسى از تو درخواست كرد و گفت :
هامش
( 1 ) . مائده 5 / 55 .