بسازند ، و بعضى ديگر لباس خود را تر نموده به سر مىگذاشتند تا از شدت گرما بكاهند ، در اين هنگام رسول اكرم صلّى اللّه عليه و آله به پا خاست و فرمود : اى گروه مردم ! آيا من به مؤمنان از خودشان سزاوارتر نيستم و زنان من ام المؤمنين نيستند ؟ گفتيم : چنين است اى رسول خدا ! سپس دست على را گرفت و بلند كرد و فرمود : شما را به شهادت مىگيرم :
« من كنت مولاه فعلىّ مولاه اللهمّ و ال من والاه و عاد من عاداه » ! بر تو گوارا باد كه اكنون مولاى من و مولاى هرمرد و زن مؤمن شدى ! سپس شخصى از ميان جمعيت برخاست و از رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله اجازه خواست كه اشعارى دربارهء على بسرايد . حضرت فرمود :
اى حسّان بگو ! و حسّان چنين سرود :
يناديهم يوم الغدير نبيّهم . . . تا آخر اشعار كه ترجمهاش گذشت .
2 - ابو جعفر محمّد بن جرير بن رستم بن يزيد طبرى ، قصيدهء حسان را در المسترشد به اسنادش از يحيى حمانى ، از قيس ، از عبدى ، از ابى سعيد به لفظى كه ابو نعيم اصفهانى نقل كرده روايت نموده فقط بيت سوم چنين است :
- خداى تو مولاى ماست و تو ( پيامبر ) ولى مايى ، و امروز ، هيچيك از ما را نمىيابى كه بر تو عصيان كند .
3 - شيخ ابو جعفر صدوق محمّد بن بابويه قمى ، ( م 381 ) قصيدهء حسان را به سند و متنى كه مرزبانى نقل كرده ، روايت مىكند « 1 » .
4 - شريف رضى « 2 » ( م 406 ) گردآورندهء نهج البلاغه ، قصيده را در خصايص الائمه نقل مىكند .
5 - معلّم امت ، شيخ مفيد ( م 413 ) قصيده حسان را ذكر نموده « 3 » و اضافه مىكند يكى از مواردى كه دلالت بر صحّت قول شيعه دارد كه پيامبر اكرم در غدير خم از كلمهء مولا امامت و رهبرى امت را اراده فرموده ، شعر حسان است . روايت چنين آمده : هنگامى كه
هامش
( 1 ) . امالى 343 .
( 2 ) . شرح احوال و شعرش در گروه شعراى قرن چهارم مىآيد .
( 3 ) . الفصول المختاره 1 / 87 .