حديث غدير را روايت مىكند و در آن مىگويد : « 1 » كه حسان بن ثابت به رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله عرض مىكند : به من اجازه مىدهى اشعارى [ دربارهء غدير خم ] بسرايم ؟ حضرت اجازه فرمودند كه به ميمنت و بركت الهى بگو ، حسان سرود :
يناديهم يوم الغدير نبيهم تا آخر اشعار .
و همچنين اين اشعار را از ابن عبّاس نقل مىكند كه در صفحات گذشته آمده است . « 2 »
4 - حافظ ابو نعيم اصفهانى ( م 430 ) ، شرح حالش گذشت « 3 » اين اشعار را در كتاب خود ما نزل من القرآن فى على به سند و متنى كه در جلدهاى پيش گذشت « 4 » چنان روايت مىكند كه حسان گفت : يا رسول اللّه ! اجازه فرما تا دربارهء على اشعارى بسرايم ! حضرت فرمودند كه به ميمنت و بركت بسراى . حسان برخاست و گفت : اى بزرگان قريش ! من به پيروى از سخنان پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و آله دربارهء ولايت على اشعار خود را شروع مىكنم . . . .
5 - حافظ ابو سعيد سجستانى ( م 477 ) ، احوالش در جلدهاى گذشته آمده است « 5 » اشعار مذكور را در كتاب الولايه به سند و متنى كه باز در جلدهاى پيش گذشت نقل مىكند . « 6 »
6 - اخطب خطبا ، خوارزمى مالكى ( م 568 ) ، شرح حالش در شعراى قرن ششم خواهد آمد ، اشعار مذكور را در كتاب مقتل الامام السبط الشهيد و در كتاب مناقب « 7 » به سند و متنى كه در جلدهاى پيشآمده نقل مىكند . « 8 »
7 - حافظ ابو الفتح نطنزى كه شرح حالش گذشت ، « 9 » چهار بيت اوّل اشعار را در كتاب الخصائص العلوية على سائر البرية از حسن بن احمد مهرى ، از احمد بن عبد اللّه ابن احمد ، از محمّد بن احمد بن على ، از ابن ابى شيبه محمّد بن عثمان ، از حمانى ، از ابن الربيع ، از ابى هارون عبدى از ابى سعيد خدرى به لفظى كه ابى نعيم اصفهانى نقل
هامش
( 1 ) . همان : 1 / 231 .
( 2 ) . همان : 1 / 109 .
( 3 ) . همان : 1 / 108 .
( 4 ) . همان : 1 / 232 .
( 5 ) . همان : 1 / 112 .
( 6 ) . همان : 1 / 233 .
( 7 ) . مناقب 80 .
( 8 ) . ر ك : الغدير ( متن عربى / چ 2 ) : 1 / 234 .
( 9 ) . همان : 1 / 115 .