9 - شبراوى شافعى ( م 1172 ) از قول « هروى » روايت كرده است كه گفت : از دعبل شنيدم كه مىگفت : چون چكامهء خود را كه به اين بيت آغاز مىشود :
مدارس آيات خلت من تلاوة * و مهبط وحى مقفر العرصات
براى مولايم امام رضا عليه السّلام خواندم و به اين سرودهء خود رسيدم :
خروج امام لا محالة خارج * يقوم على اسم اللّه و البركات
حضرت رضا عليه السّلام به سختى گريست ، سپس سربرآورد و به من فرمود : اى خزاعى ! اين دو بيت را روح القدس بر زبانت رانده است آيا مىدانى ، اين امام كيست و كى قيام مىكند ؟ گفتم : نه ! سرور من ! ولى شنيدهام كه امامى از خاندان شما خروج مىنمايد . « 1 » ( تا آخر حديث كه پيش از اين از قول حمويى آمد ) « 2 » و در الاتحاف است كه طبرى در كتاب خود از ابى صلت هروى آورده است كه گفت : دعبل خزاعى در مرو شرفياب خدمت على بن موسى الرضا عليه السّلام شد و گفت : اى فرزند پيغمبر خدا ! دربارهء شما خاندان پيغمبر ، چكامهاى سرودهام و سوگند ياد كردهام كه پيش از خواندن بر شما ، براى ديگرى نخوانم و خوش دارم بشنويد . على بن موسى الرضا فرمود : بخوان و او چنين خواندن گرفت :
ذكرت محل الربع من عرفات * فاجريت و مع العين بالعبرات
- خانههاى خاندان پيغمبر را در عرفات به ياد آوردم و از ديده اشك حسرت ريختم .
- نشان اين خانههاى ويران رشته صبرم را گسيخت و شوقم را برانگيخت . سراهايى كه ويران ستم دشمنان است ، نه گذشت زمان .
- آموزشگاههاى آيات قرآن از تلاوت آن تهى شد و سراهاى نبوّت و وحى به ويرانى گراييد .
- خاندان رسول خدا را در خيف منى و به ركن و عرفات و در صفا و مروه منزلها بود .
- خانههايى كه تعلّق به على و جعفر و حمزه و سجاد ذو ثفنات داشت .
- منازلى كه متعلق به عبد اللّه و برادرش فضل و فرزندان پيغمبر صاحب دعوت است .
هامش
( 1 ) . الاتّحاف 165 .
( 2 ) . عيون الاخبار صدوق 370 ؛ امالى صدوق 210 ؛ اعلام الورى طبرسى 192 .