تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسى ) — صفحة 342

مساهمون:

ص٣٤٢
- نور او ، نور من و نور من ، نور اوست . و با من پيوندى ناگسستنى دارد . - او قائم مقام من در ميان شما است ، و واى بر كسى كه پيمان اين جايگزين مرا تغيير دهد . - سخن او ، سخن من است . پس به هركس فرمان دهد بايد از در اطاعت درآيد و فرمانبرى كند . - چون زمان رحلت و درگذشت من فرا رسد ، او منحصرا ، سرور شما خواهد بود . - او ، پسر عمّ و جانشين و برادر من ، و از نخستين پذيرندگان دعوت و باب علوم من است . - پس ( از اين سخنان ) به كام دشمنان زهرى تلخ و كشنده ريخته شد به وى ترش‌رويى كردند و با خود به كارى دشوار ، دربارهء او ، به مشورت پرداختند .

غديريهء 13

- خدا و نعمت‌هاى او را گواه مىگيرم و انسان مسئول گفته‌هاى خويشتن است - كه علىّ بن ابى طالب ، خليفهء خداى دادگستر است . - و نسبت او به احمد ، همانند هارون به موسى است . اگرچه پيغمبر نيست ، - ليكن جانشينى است كه گنجور علم خداست ، همان علمى كه بايد به آن عمل كرد . - در روز « دوح » بهترين خلق به‌پا خاست و روى به مردم آورد ، - و گفت : هركسى من سرور او بوده‌ام ، اين على ملجأ و مولاي وي است . - ليكن آنان ، به يكديگر سفارش كردند ، كه على اين كانون هدايت را خوار دارند و او را به سرورى نپذيرند .

غديريهء 14

- پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله به روز غدير خم ، در جانب و پيرامون درختان بزرگ ، به خطبه‌خوانى برخاست ،