- نور او ، نور من و نور من ، نور اوست . و با من پيوندى ناگسستنى دارد .
- او قائم مقام من در ميان شما است ، و واى بر كسى كه پيمان اين جايگزين مرا تغيير دهد .
- سخن او ، سخن من است . پس به هركس فرمان دهد بايد از در اطاعت درآيد و فرمانبرى كند .
- چون زمان رحلت و درگذشت من فرا رسد ، او منحصرا ، سرور شما خواهد بود .
- او ، پسر عمّ و جانشين و برادر من ، و از نخستين پذيرندگان دعوت و باب علوم من است .
- پس ( از اين سخنان ) به كام دشمنان زهرى تلخ و كشنده ريخته شد به وى ترشرويى كردند و با خود به كارى دشوار ، دربارهء او ، به مشورت پرداختند .
غديريهء 13
- خدا و نعمتهاى او را گواه مىگيرم و انسان مسئول گفتههاى خويشتن است
- كه علىّ بن ابى طالب ، خليفهء خداى دادگستر است .
- و نسبت او به احمد ، همانند هارون به موسى است . اگرچه پيغمبر نيست ،
- ليكن جانشينى است كه گنجور علم خداست ، همان علمى كه بايد به آن عمل كرد .
- در روز « دوح » بهترين خلق بهپا خاست و روى به مردم آورد ،
- و گفت : هركسى من سرور او بودهام ، اين على ملجأ و مولاي وي است .
- ليكن آنان ، به يكديگر سفارش كردند ، كه على اين كانون هدايت را خوار دارند و او را به سرورى نپذيرند .
غديريهء 14
- پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله به روز غدير خم ، در جانب و پيرامون درختان بزرگ ، به خطبهخوانى برخاست ،