و ذاك حيث الظعن قد أزمعوا * لامّ عمرو . . .
قد ذاكرته السحب و سميّة * و لاعبته الريح شرقيّة
لأرسم أصبحن منسيّة * تروع عنها . . .
و از غديريات سيد حميرى است
غديريهء 11
- شروع به سرزنش و نكوهشم كرد و گفت : چقدر شعر بازگو مىكنى .
- دست از شرّ بردار ، گفتم : چنين مگو و مپندار كه من از بهترين كار دست بكشم .
- براستى كه حيدر را دوست مىدارم و خيرخواه آنم كه از پى او رود ، و گريزان از آنم كه روى از او برتابد .
- كسى را دوست مىدارم كه ايمان به خدا آورد و حتى يك چشم به هم زدن هم هرگز شرك نورزيد .
- على را ، كه هنگام مباهله نفس رسول مصطفى گرديد ، خداوندا بر او درود بفرست !
- و در روزى كه خداوند ، همهء فراهمآمدگان در زير كسا را ، به پاكى ستود ، او دوّمين شخص پس از پيغمبر بود .
- و نيز پيغمبر فرمود : كتاب خدا و خاندان خود را كه هردو ، امانت گرانبهايند ، در ميان شما بجا نهادم .
- و اى كاش مىدانستم كه چون درگذرم ، چگونه از من در مورد اين دو امانت ، نيابت مىكنيد .
- از مكّه مىآمد و از هركوه و بيابانى ، حاجيان با او همراهى مىكردند ،
- تا به خمّ رسيده و جبرئيل براى تبليغ ولايت ، در ميان مردم ، به خدمتش آمد .
- پس پيغمبر فرود آمد ، و چوبها را برافراشتند و او بر جهاز شتران قرار گرفت و على را فراخواند و على به نزدش رفت ،
- پس فرمود : اين نمايندهء من در ميان شما است و كسى است كه در امور بايد به او تكيه