تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسى ) — صفحة 22

مساهمون:

ص٢٢
نمىشنوم . - اى قبر ! چه شده كه جواب مرا نمىدهى ! آيا بعد از من ديگر دوستى با كسان ، ملالت آميز شده ؟ سپس گوينده‌اى كه فقط صدايش شنيده مىشد به وى پاسخ داد : - و آن حبيب گفت : كسى كه در گرو خاك و سنگ است ، چگونه مىتواند جوابت گويد . - من از نزديكان ، و همسران خود ، جدا ماندم و خاك زيبائيهاى مرا خورد . - و در آن هنگام كه رشته‌هاى محبت از هم مىگسلد ، درود من بر شما باد . « 1 » 15 - ابن عساكر در تاريخ خود ، و گنجى در « كفايه » از ام سلمه روايت كنند : به هنگامى كه حسين عليه السّلام كشته شد از گويندهء ناپيدايى شنيدم كه چنين مىسرود : - اى كشندگان حسين ! شما را به عذابى دردناك و انتقام بشارت باد . - آسمانيان ، از انبياء و هردسته و گروه بر شما نفرين مىفرستند . - و هرآينه به زبان فرزند داود ( سليمان ) و موسى و عيسى لعنت شده‌ايد . « 2 »

موكب شاعران

بر اين اساس كه شرحش گذشت ، به ميمنت قرآن و حديث عده‌اى از ياران پيامبر صلّى اللّه عليه و آله كه به شعر عنايتى داشتند ، از هرسو گرد پيغمبر جمع شدند و در اوقات مختلف ؛ از سفر و حضر در حضور حضرت به سرودن و خواندن اشعار ، همت مىگماشتند و چون شيران قوىپنجه جبههء شرك و گمراهى را از هم دريده و همسان بازهاى شكارى دلها را به صيد خود مىكشاندند ، آنان پيوسته در پيرامون حضرت بودند و حتى در سفرها از او جدا نمىشدند ؛ چابك‌سواران جنگى بودند كه با شمشير بران شعر و تير دلدوز نظم دشمنان اسلام را مفتضح و رسوا مىكردند و در ميدان نبرد ، مردانه از حريم اسلام دفاع
هامش
( 1 ) . نور الابصار 47 . ( 2 ) . تاريخ ، ابن عساكر : 4 / 341 ؛ ابن حجر دو بيت آن را نقل كرده است و ابن قولويه ( م 8 - 367 ) در كامل الزيارات 30 آورده است .