حديثى كه شأن نزول آيهء
يا أَيُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ ما أُنْزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ . . .
و كريمهء
« الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ . . . »
است ، و چون به آيات و اخبار بسيار ديگر بپيوندد ، نمايشگر اصل اصيل و منصب جليل « امامتى » مىشود كه « اساس اسلام » و « نظام مسلمين » و « امان ايمان » و « عزت مؤمنين » است و به گفتهء قبلهء هفتم و قدوهء هشتم امام على بن موسى الرضا عليه السّلام درك و دريافتش از حوزهء عقل و علم و دانش و بينش بشر بيرون و افزون است :
« انّ الامامة اجلّ قدرا و اعظم شأنا و اعلى مكانا و امنع جانبا و ابعد غورا من ان يبلغها الناس بعقولهم او ينالوها بآرائهم » « 1 » .
و اين جملات ، جزئى از حديث شريفى است كه در وقتى انشاد و ايراد شد كه شخصى به نام « عبد العزيز بن مسلم » به سلام امام آمد و گزارش « اجتماع » دانشمندان مرو در « جامع » شهر و به روز « جمعه » و بحث آنان در باب « امامت » را به عرض حضرت رساند .
امام لبخندى زد و سخن را به اين مضامين آغاز فرمود كه : « خداوند پيغمبرش را از دنيا نبرد مگر آنگاه كه آئينش را كمال بخشيد و قرآنى فرو فرستاد كه همه چيز در آن هست كه « ما فرطنا فى الكتاب من شىء » . . . تا سال آخر عمر پيغمبر و « حجّة الوداع » فرا رسيد و ولايت ابلاغ گرديد و آيهء
الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ
فرود آمد ، و امامت متمم دين و على « علم » و « امام » امّت شد .
حضرت رضا از همينجا وارد اصل مطلب مىشوند ، و امامت را با عبارات مذكور مىستايند و براى نشان دادن رفعت اين رتبت از « مقامات ابراهيم خليل » و آيهء شريفهء
« إِنِّي جاعِلُكَ لِلنَّاسِ إِماماً »
« 2 » سخن مىگويند ، و به اينجا مىرسند كه : « امام يكتاى
هامش
( 1 ) . همانا امامت والاتر و برتر و بالاتر و فراتر و ديربابتر از آن است كه مردم به خردهاى خود آن را دريابند و با انديشههاى خويش به آن رسند . بحار الأنوار : 25 / 124 .
( 2 ) . از امام صادق عليه السّلام روايت است كه فرمود : خداوند - تبارك و تعالى - ابراهيم را به بندگى برگزيد پيش از آنكه پيغمبرش كند و به پيغمبرى سرافرازش كرد ، قبل از آنكه رسولش سازد و رسالتش داد ، پيش از آنكه خليلش خواند . و خليلش فرمود ، پيش از آنكه او را امام نمايد . يعنى رتبت امامت پس از خلت و رسالت و نبوت و عبوديت ، به ابراهيم ارزانى شده است .