عربى نيز مشاهده را با رؤيت تعريف مىكند « 1 » درحالىكه مشاهده در سه محور :
1 . مشاهده خلق در حق : كه همان رؤيت اشياء به عنوان دلائل توحيد است كه عارف در اين مرتبه شهود از احديت هر موجودى احديت حق نه ذات او را نظاره مىكند .
2 . مشاهده حق در خلق كه همان رؤيت حق در اشياء است و سالك سريان حق و معيّت قيومى او را با اشياء مىبيند .
3 . مشاهده حق بدون خلق كه اين همان حقيقت يقينى است كه با آن هيچ شك و ترديدى نباشد و خواجه عبد اللّه انصارى در تعريف مشاهده مىگويد :
« المشاهده سقوط الحجاب بتّا و هى فوق المكاشفه لان المكاشفه ولاية النعت و فيه شىء من بقاء الرّسم و المشاهده ولاية العين و الذات » و مشاهده بر سه درجهء 1 . مشاهده معرفتى .
2 . مشاهده معاينى .
3 . و مشاهده جمعى قرار دارد .
و بالاخره بحث رؤيت ، لقاء ، كشف ، شهود از مباحث عميق عرفانى است كه ارباب كشف و شهود آن را مطرح و در باب لقاء الهى بسيار مفيد و مؤثر است و مراتب علم و علم اليقين ، عين اليقين و حق اليقين نيز از كارآمدترين ابحاث حكمى و عرفانى در اين مقوله است و شيخ بهائى در كشكول گفتهاند :
« عارف كسى است كه خداوند صفات و اسماء و افعالش را به او بنماياند . پس معرفت حالى است كه از شهود پيدا مىشود و عالم كسى است كه خدا او را بر آن حقائق مطلع كند ولى اطاعتش با يقين باشد نه با شهود . » « 2 »
پس منظور از « لقاء اللّه » ديدن قلبى است چنانكه امير مؤمنان عليه السّلام در جواب عالم
هامش
( 1 ) . فتوحات مكيّه ، ج 2 ، ص 495 .
( 2 ) . كشكول شيخ بهائى ، ص 416 ، چاپ اول .