خيلى بعيد نيست يا نسبت به بعض ادعيهء معتبره و روايات در كتب معتبر ، و بعض روايات مشهور كه علماى بزرگ به آنها استشهاد كردند ، بسيار حمل بارد بعيدى است . » « 1 »
پس عدهاى چون تفسيرشان از لقاء اللّه ، ملاقات با چشم است درحالىكه ديدگان نمىتوانند او را درك كنند ولى او ديدگان را درك مىكند ملاقات الهى را به ملاقات ثواب اعمال تفسير كردهاند « 2 » و اين در حالى است كه معتقدان و اثباتكنندگان لقاء اللّه مشاهده جمال و جلال حق را اراده كردهاند ، آن هم به دل ، چه اينكه منظور از لقاء جز ديدن قلبى چيز ديگرى نيست بلكه سالك در اثر نورانيت دل و اعراض كلى از ماسوى الهى و توجه تام و كامل به خداى متعال و استغراق در درياى عشق و حب ذات مقدس مورد تجليات اسمائيه و صفاتيه مىگردد و حجابهاى غليظ بين عبد و اسماء و صفات خرق و سالك فانى در اسماء و صفات مىگردد و متعلّق به عزّ قدس و جلال شود و تدّلى تامّ ذاتى پيدا كند تا اينكه حجابهاى نورى اسمائى و صفاتى به تجليات ذاتى غيبى نيز خرق شود كه احاطهء قيومى حق و فناى ذاتى خود را شهود كند و وجود خود و جميع موجودات را بالعيان ظلّ حق مىبيند و شهود الهى شامل حال عبد سالك الهى مىشود مرحوم علامه طباطبائى رضى اللّه عنه نيز با استفاده از تعبير « ملكوت » در قرآن كه يك جا با « نظر » يعنى نظر و نگاه عقلى نه حسّى و فيزيكى و يكجا با « رؤيت » به كار رفته است همان « جهت ارتباط اشياء با حق » دانسته است . « 3 » و مقام « يقين » را نتيجه نظر و رؤيت يا شهود حق در ملكوت عالم دانستهاند و محى الدين ابن
هامش
( 1 ) . شرح چهل حديث ، ص 453 ، امام خمينى رضى اللّه عنه .
( 2 ) . رسالة لقاء اللّه - استاد حسنزاده آملى ، ص 22 ، نوبت چاپ اول ، سال 75 ، ترجمه حجة الاسلام ابراهيم احمديان ، انتشارات قيام .
( 3 ) . تفسير الميزان ، ج 7 ، ص 170 ، ج 8 ، ص 348 ، ج 15 ، ص 59 .