مائيم و رخ يار دل آرام و دگر هيچ * ما راست همين حاصل ايام و دگر هيچ
( استاد حسنزاده آملى )
نكته دوم : تنها به حبل الهى و عروهء وثيق خداى سبحان چنگ زده و از « يقين » كه از مواهب خاصه است بهرهمند مىشود و از سرچشمه اصلى حقائق معرفت و محبت را مىنوشد و كليد تمامى ابواب هدايت و قفل درهاى هلاكت و ضلالت مىگردد و . . .
على عليه السّلام در فرازى از حكمت نهج البلاغه خطاب به كميل در وصف انسانهاى الهى و وارسته و اهل اللّه آوردهاند : « 1 »
« هجم بهم العلم على حقيقه البصيره و باشروا روح اليقين و استلانوا ما استوعره المترقون و انسوا بما استوحش منه الجاهلون و صحبوا الدنيا بابدان ارواحها معلقه بالمحل الاعلى . . . » .
در مطالب نورانى و حقائق قدسى فوق اشاراتى نهفته است كه به برخى از آنها مىپردازيم :
اشارهء اول : سالك در سلوك به تدريج به مقام كشف و شهود رسيده و ابواب نزول و تجلى افاضههاى خاصه حضرت حق بر رويش گشوده مىگردد و علوم و معارفى معنوى اعم از علوم الهامى يا علوم ذوقى كه حضرت آن را « علم الارجل » ناميدهاند « 2 » از سينه سالكان به سر و زبانشان سرازير مىگردد . « 3 »
اشاره دوم : سالك در عين بودن در ميان مردم و با مردم « مع الحق » است و روحش سير و سفر در عالم ارواح است . « 4 »
هامش
( 1 ) . نهج البلاغه ، صبحى صالح ، حكمت 147 .
( 2 ) . نهج البلاغه ، خطبه 109 .
( 3 ) . عرفان و حماسه ، ص 115 ، استاد جوادى آملى .
( 4 ) . در اين زمينه به كتاب رساله لب الباب ، ص 97 و 98 ، علامه سيد محمد حسين حسينى تهرانى مراجعه شود .