تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير الميزان ( فارسي ) — صفحة 691

مساهمون:

ص٦٩١
« 1 » . مؤلف : بعضى از رواياتى كه در شان نزول اين سوره وارد شده در بحث روايتى گذشته گذشت . و باز در مجمع البيان است كه از انس بن مالك روايت شده كه گفت : رسول خدا ( ص ) فرمود : شيطان پوزه خود را بر قلب هر انسانى خواهد گذاشت ، اگر انسان به ياد خدا بيفتد ، او مىگريزد و دور مىشود ، و اما اگر خدا را از ياد ببرد ، دلش را مىخورد ، اين است معناى وسواس خناس « 2 » . و در همان كتاب آمده كه عياشى به سند خود از أبان بن تغلب ، از جعفر بن محمد ( ع ) روايت كرده كه فرمود : رسول خدا ( ص ) فرموده : هيچ مؤمنى نيست مگر آنكه براى قلبش در سينه اش دو گوش هست ، از يك گوش فرشته بر او مىخواند و مىدمد ، و از گوش ديگرش وسواس خناس بر او مىخواند ، خداى تعالى به وسيله فرشته او را تاييد مىكند ، و اين همان است كه فرموده : « وَأَيَّدَهُمْ بِرُوحٍ مِنْه - ايشان را به روحى از ناحيه خود تاييد مىكند » « 3 » . و در امالى صدوق به سند خود از امام صادق ( ع ) روايت كرده كه فرمود : وقتى آيه « وَالَّذِينَ إِذا فَعَلُوا فاحِشَةً أَوْ ظَلَمُوا أَنْفُسَهُمْ ذَكَرُوا اللَّه فَاسْتَغْفَرُوا لِذُنُوبِهِمْ » ، نازل شد ابليس به بالاى كوهى در مكه رفت كه آن را كوه « ثوير » مىنامند . و به بلندترين آوازش عفريتهاى خود را صدا زد ، همه نزدش جمع شدند ، پرسيدند اى بزرگ ما مگر چه شده كه ما را نزد خود خواندى ؟ گفت : اين آيه نازل شده ، كداميك از شما است كه اثر آن را خنثى سازد ، عفريتى از شيطانها برخاست و گفت : من از اين راه آن را خنثى مىكنم . شيطان گفت : نه ، اين كار از تو بر نمىآيد . عفريتى ديگر برخاست و مثل همان سخن را گفت ، و مثل آن پاسخ را شنيد . وسواس خناس گفت : اين كار را به من واگذار ، پرسيد از چه راهى آن را خنثى خواهى كرد ؟ گفت : به آنان وعده مىدهم ، آرزومندشان مىكنم تا مرتكب خطا و گناه شوند ، وقتى در گناه واقع شدند ، استغفار را از يادشان مىبرم . شيطان گفت : آرى تو ، به درد اين
هامش
( 1 ) مجمع البيان ، ج 10 ، ص 569 . ( 2 ) مجمع البيان ، ج 10 ، ص 571 . ( 3 ) مجمع البيان ، ج 10 ، ص 571 .