تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير الميزان ( فارسي ) — صفحة 654

مساهمون:

ص٦٥٤
نازل شد سوره * ( « إِذا جاءَ نَصْرُ اللَّه » ) * بود « 1 » . مؤلف : شايد منظور از آخرين سوره در بست و به طور تمام بوده ، كه در اين صورت منافات ندارد كه بعضى آيات ساير سوره ها بعد از اين سوره نازل شده باشد .
و در مجمع البيان در داستان فتح مكه آمده : بعد از آنكه در سال حديبيه رسول خدا ( ص ) با مشركين قريش صلح نمود ، يكى از شرائط صلح اين بود كه هر كس و هر قبيله عرب بخواهد مىتواند داخل در عهد رسول خدا ( ص ) شود ، و هر كس و هر قبيله بخواهد مىتواند داخل در عهد قريش گردد ، قبيله خزاعه به عهد و عقد رسول خدا ( ص ) پيوست ، و قبيله بنى بكر در عقد و پيمان قريش در آمد ، و بين اين دو قبيله از قديم الأيام دشمنى بود . در اين بين جنگى ميان بنى بكر و خزاعه اتفاق افتاد ، و قريش بنى بكر را با دادن سلاح كمك كردند ، ولى آشكارا كمك انسانى ندادند به جز بعضى افراد ، از آن جمله عكرمة بن ابى جهل و سهيل بن عمرو كه شبانه و مخفيانه به كمك بنى بكر رفتند . ناگزير عمرو بن سالم خزاعى سوار بر مركب خود شد و به مدينه نزد رسول خدا ( ص ) شتافت ، و اين در هنگامى بود كه مساله فتح مكه بر سر زبانها افتاده بود ، و رسول خدا ( ص ) در مسجد در بين مردم بود ، عمرو بن سالم ايستاد و اين اشعار را سرود :
لا هم انى ناشد محمدا حلف ابينا و ابيه الا تلدا
ان قريشا أخلفوك الموعدا و نقضوا ميثاقك الموكدا
و قتلونا ركعا و سجدا « 2 » رسول خدا ( ص ) فرمود : اى عمرو بس است ، سپس برخاست و به خانه همسرش ميمونه رفت و فرمود : آبى برايم آماده ساز ، آن گاه شروع كرد به غسل و شستشوى خود ، و مىفرمود : يارى نشوم اگر بنى كعب - خويشاوندان عمرو بن سالم - را يارى نكنم ، آن گاه از خزاعه بديل بن ورقاء با جماعتى حركت كرده نزد رسول خدا ( ص ) آمدند ، آنها هم آنچه از بنى بكر و قريش كشيده بودند و مخصوصا يارى قريش از
هامش
( 1 ) عيون اخبار الرضا ، ج 2 ، ص 5 ، ح 12 . ( 2 ) بارالها شاهد باش من به محمد اطلاع دادم ، و او را به كمك طلبيدم ، و به سوگندهاى غليظى كه نياكان ما ، و نياكان او مقدسش مىشمردند سوگند دادم كه قريش در باره ات خلف وعده كردند و عهد مؤكد تو را نقض نمودند ، و ما را در حال ركوع و سجده كشتند .