تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير الميزان ( فارسي ) — صفحة 652

مساهمون:

ص٦٥٢
مراد از فتح ، فتح مكه است . و نيز بگوييم اين سوره بعد از صلح حديبيه و بعد از نزول سوره فتح و قبل از فتح مكه نازل شده است . * ( « وَرَأَيْتَ النَّاسَ يَدْخُلُونَ فِي دِينِ اللَّه أَفْواجاً » ) * راغب در مفردات مىگويد كلمه « فوج » به معناى جماعتى است كه به سرعت عبور كنند ، و جمع اين كلمه « افواج » مىآيد « 1 » . و بنا به گفته وى معناى « داخل شدن مردم در دين خدا افواجا » اين است كه جماعتى بعد از جماعتى ديگر به اسلام در آيند ، و مراد از « دين اللَّه » همان اسلام است ، چون خداى تعالى به حكم آيه « إِنَّ الدِّينَ عِنْدَ اللَّه الإِسْلامُ » « 2 » غير اسلام را دين نمىداند .
* ( « فَسَبِّحْ بِحَمْدِ رَبِّكَ وَاسْتَغْفِرْه إِنَّه كانَ تَوَّاباً » ) * از آنجايى كه اين نصرت و فتح اذلال خداى تعالى نسبت به شرك ، و اعزاز توحيد است ، و به عبارتى ديگر اين نصرت و فتح ابطال باطل و احقاق حق بود ، مناسب بود كه از جهت اول سخن از تسبيح و تنزيه خداى تعالى برود ، و از جهت دوم - كه نعمت بزرگى است - سخن از حمد و ثناى او برود ، و به همين جهت به آن جناب دستور داد تا خدا را با حمد تسبيح گويد . البته در اين ميان وجه ديگرى براى توجيه و مناسبت اين دستور هست ، و آن اين است كه حق خداى عز و جل كه رب عالم است ، بر بنده اش اين است كه او را با صفات كمالش ذكر كند و همواره به ياد نقص و حاجت خود بيفتد ، و چون فتح مكه باعث شد رسول خدا ( ص ) از گرفتاريهايى كه در از بين بردن باطل و قطع ريشه فساد داشت فراغتى حاصل كند ، دستورش داد كه از اين به بعد كه فراغتت بيشتر است ، به ياد جلال خدا - كه تسبيح او است - و جمالش - كه حمد او است و نقص و حاجت خودش ، كه استغفار است - بپردازد ، و معناى استغفار در مثل رسول خدا ( ص ) كه آمرزيده هست ، درخواست ادامه مغفرت است ، چون احتياج به مغفرت از نظر بقاء عينا مثل احتياج به حدوث مغفرت است ، ( دقت فرماييد ) . و اين استغفار از ناحيه آن جناب تكميل شكرگزارى است ، و ما در آخر جلد ششم اين كتاب گفتارى در معناى آمرزش گناه گذرانديم . * ( « إِنَّه كانَ تَوَّاباً » ) * - اين جمله دستور به استغفار را تعليل مىكند ، و در عين حال تشويق و تاكيد هم هست .
هامش
( 1 ) مفردات راغب ، ماده « فوج » . ( 2 ) همانا دين در نزد خدا اسلام است . سوره آل عمران ، آيه 19 .
تفسير الميزان ( فارسي ) — صفحة 652 | السيد محمدحسين الطباطبائي / همدانى / سيد محمد باقر موسوى همدانى