تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير الميزان ( فارسي ) — صفحة 657

مساهمون:

ص٦٥٧
، و عبد اللَّه بن امية بن مغيره ، در بين راه در محلى به نام « نيق العقاب » رسول خدا ( ص ) را ديدند ، و اجازه ملاقات خواستند ، ليكن آن جناب اجازه نداد ، ام سلمه همسر رسول خدا ( ص ) در وساطت و شفاعت آن دو عرضه داشت : يا رسول اللَّه ( ص ) يكى از اين دو پسر عموى تو و ديگرى پسر عمه و داماد تو است . فرمود مرا با ايشان كارى نيست ، اما پسر عمويم هتك حرمتم كرده ، و اما پسر عمه و دامادم همان كسى است كه در باره من در مكه آن سخنان را گفته بود ، وقتى خبر اين گفتگو به ايشان رسيد ابو سفيان كه پسر خوانده اى همراهش بود گفت : به خدا سوگند اگر اجازه ملاقاتم ندهد دست اين كودك را مىگيرم و سر به بيابان مىگذارم ، آن قدر مىروم تا از گرسنگى و تشنگى بميريم ، اين سخن به رسول خدا ( ص ) رسيد ، حضرت دلش سوخت و اجازه ملاقاتشان داد ، هر دو به ديدار آن جناب شتافته اسلام آوردند . و چون رسول خدا ( ص ) در مر الظهران بار انداخت ، و با اينكه اين محل نزديك مكه است ، مردم مكه از حركت آن جناب به كلى بىخبر بودند ، در آن شب ابو سفيان بن حرب و حكيم بن حزام و بديل بن ورقاء از مكه بيرون آمدند تا خبرى كسب كنند . از سوى ديگر عباس عموى پيامبر ( ص ) با خود گفت : پناه به خدا ، خدا به داد قريش برسد كه دشمنش تا پشت كوه هاى مكه رسيده ، و كسى نيست به او خبرى بدهد ، به خدا اگر رسول خدا ( ص ) به ناگهانى بر سر قريش بتازد و با شمشير وارد مكه شود ، قريش تا آخر دهر نابود شده ، اين بىقرارى وادارش كرد همان شبانه بر استر رسول خدا ( ص ) سوار شده به راه بيفتد ، با خود مىگفت : بروم بلكه لابلاى درختهاى اراك اقلا به هيزمكشى برخورم ، و يا دامدارى را ببينم ، و يا به كسى كه از سفر مىرسد و به طرف مكه مىرود برخورد نمايم ، به او بگويم به قريش خبر دهد كه لشكر رسول خدا ( ص ) تا كجا آمده ، بلكه بيايند التماس كنند و امان بخواهند تا آن جناب از ريختن خونشان صرفنظر كند . از اينجا مطلب را از قول عباس مىخوانيم : به خدا سوگند در لابلاى درختان اراك دور مىزدم تا شايد به كسى برخورم ، كه ناگهان صدايى شنيدم كه چند نفر با هم صحبت مىكردند ، خوب گوش دادم صاحبان صدا را شناختم ، ابو سفيان بن حرب و حكيم بن حزام و بديل بن ورقاء بودند ، و شنيدم ابو سفيان مىگفت به خدا سوگند هيچ شبى در همه عمرم چنين آتشى نديده‌ام ، بديل در پاسخ گفت : به نظر من اين آتشها از قبيله خزاعه باشد ، ابو سفيان
تفسير الميزان ( فارسي ) — صفحة 657 | السيد محمدحسين الطباطبائي / همدانى / سيد محمد باقر موسوى همدانى