تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير الميزان ( فارسي ) — صفحة 622

مساهمون:

ص٦٢٢
افتاده باشد ، يعنى شته و كرم آن را خورده و فاسدش كرده باشد . و آيه شريفه به وجوه ديگرى نيز معنا شده كه مناسب با ادب قرآن نيست .
بحث روايتى
در مجمع البيان مىگويد : تمامى راويان اخبار اتفاق دارند در اينكه پادشاه يمن كه قصد ويران كردن كعبه را داشته شخصى بوده به نام ابرهة بن صباح اشرم . و بعضى از ايشان گفته‌اند : كنيه او ابو يكسوم بود . و از واقدى نقل شده كه گفته همين شخص جد نجاشى پادشاه يمن در عهد رسول خدا ( ص ) بوده است . سپس هم چنان داستان استيلاى ابرهه بر يمن را نقل مىكند تا آنجا كه مىگويد : او در يمن كعبه اى بنا كرد ، و در آن گنبدهايى از طلا نهاد ، و اهل مملكت خود را فرمان داد تا آن خانه را همچون مراسم حج زيارت نموده پيرامون آن طواف كنند ، و در اين بين مردى از بنى كنانه از قبيله خود به يمن آمد ، و در آنجا به اين كعبه ( قلابى ) بر خورد ، پس در همانجا نشست تا قضاى حاجت كند ، و اتفاقا خود ابرهه از آنجا گذشت ، و آن نجاست را ديد ، پرسيد چه كسى به چنين عملى جرأت كرده ؟ به نصرانيتم سوگند كه آن خانه را ويران خواهم كرد تا كسى به حج و زيارت آنجا نرود ، آن گاه دستور داد تا فيل بياورند و در بين مردم اعلام كنند كه آماده حركت باشند ، مردم و مخصوصا پيروانش از اهل يمن بيرون شدند و اكثر پيروانش از عك و اشعرون و خثعم بودند . مىگويد : سپس كمى راه پيمود و در بين راه مردى را به سوى بنى سليم فرستاد تا مردم را دعوت كند تا بجاى خانه كعبه خانه اى را كه او بنا كرده زيارت كنند ، از آن طرف مردى از حمس از بنى كنانه به او برخورد و به قتلش رسانيد و اين باعث شد كه كينه ابرهه بيشتر شده ، و سريعتر روانه مكه شود . و چون به طائف رسيد از اهل طائف خواست تا مردى را براى راهنمايى با او روانه سازند ، اهل طائف مردى از هذيل به نام نفيل را با وى روانه كردند ، نفيل با لشكر ابرهه به راه افتاد و به راهنمايى آنان پرداخت تا به مغمس رسيده ، در آنجا اطراق كردند ، و مغمس ، محلى در شش ميلى ( سه فرسخى ) مكه است ، در آنجا مقدمات لشكر ( كه آشپزخانه و آذوقه و علوفه و ساير ما يحتاج لشكر را حمل مىكند ) را به مكه فرستادند ، مردم قريش دسته دسته به بلنديهاى كوه ها بالا آمدند ، و چون لشكر ابرهه را ديدند ، گفتند ما هرگز تاب مقاومت با اينان