و يكى نيفتادنشان در حال بال جمع كردن .
و در اينكه بعد از يادآورى ذلول بودن زمين ، و سوار بودن انسان بر منكبهاى زمين ، مساله پرواز طيور در هوا را آورد ، لطفى نهفته است كه بر كسى پوشيده نيست .
* ( « أَمَّنْ هذَا الَّذِي هُوَ جُنْدٌ لَكُمْ يَنْصُرُكُمْ مِنْ دُونِ الرَّحْمنِ إِنِ الْكافِرُونَ إِلَّا فِي غُرُورٍ » ) * اين آيه توبيخ و سركوبى كفار است ، كه به جاى خداى تعالى معبودهايى ديگر گرفتند تا ياريشان كنند ، و به همين جهت سياق آيه قبلى را كه سياق غيبت بود به سياق خطاب برگردانيد تا توبيخ و سركوبى رخ به رخ انجام گيرد ، و سرزنش دردناكتر شود .
و معناى جمله * ( « أَمَّنْ هذَا الَّذِي . . . » ) * ، اين است كه : نه ، بلكه مىپرسم . آن چه كسى است كه به آن اشاره مىشود ، كه اين ياور شما و لشكر شما است غير از رحمان ، اگر خداى رحمان سرنوشت شومى و يا عذابى براى شما مقدر كرده باشد آيا آن ياور ، شما را يارى مىكند ؟ نه ، پس غير از خدا كسى نيست كه شما را يارى كند . و اين بيان اشاره است به اينكه پندار مشركين خطا است ، مشركين بتها را نمىپرستند ، مگر به خاطر همين كه آنان را در شدائد يارى كنند ، با اينكه اين مشركين و خدايانشان هر دو ملك خدايند ، و بتها نه براى خود ، مالك نفع و ضررى هستند ، و نه براى ديگران .
و چون مشركين از اين توبيخ و سركوبى خدا پاسخى نداشتند بدهند ، لذا خود خداى تعالى از آن سؤال ملامتآميز جواب داد ، كه : * ( « إِنِ الْكافِرُونَ إِلَّا فِي غُرُورٍ » ) * يعنى غرور آن چنان به آنان حمله ور شده كه از هر طرف احاطه شان كرده ، خيال كردهاند اعتقادشان به الوهيت آلهه اعتقاد درستى است .
* ( « أَمَّنْ هذَا الَّذِي يَرْزُقُكُمْ إِنْ أَمْسَكَ رِزْقَه بَلْ لَجُّوا فِي عُتُوٍّ وَنُفُورٍ » ) * كلمه « أم » در اينجا نيز به معناى « بلكه » است ، مىفرمايد : بلكه مىپرسم آن چه كسى است كه به آن اشاره مىشود ، و گفته مىشود : اين است آنكه شما را روزى مىدهد ، و آيا اگر خدا روزى خود را از شما دريغ بدارد ، آن كس به جاى خدا شما را روزى مىدهد ؟
آن گاه خود خداى سبحان پاسخ مىدهد به اينكه : * ( « بَلْ لَجُّوا فِي عُتُوٍّ وَنُفُورٍ » ) * ، يعنى حق براى آنان روشن شده ولى در برابر آن خاضع نمىشوند تا تصديقش كنند ، و آن گاه پيرويش نمايند ، بلكه در دور شدن از حق و نفرت از آن هم چنان ادامه داده ، و بيشتر جلو مىروند .
* ( « أفَمَنْ يَمْشِي مُكِبًّا عَلى وَجْهِه أَهْدى أَمَّنْ يَمْشِي سَوِيًّا عَلى صِراطٍ مُسْتَقِيمٍ » ) * كلمه « مكب » اسم فاعل از « إكباب » ( باب افعال ) است ، و « إكباب الشيء على وجهه » به