تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير الميزان ( فارسي ) — صفحة 520

مساهمون:

ص٥٢٠
ولى خداى تعالى دستور داد بعد از آنكه در دار هجرت به زن و فرزند خود رسيدند از سوگند خود صرفنظر نموده ، به بهترين وجهى با آنان برخورد نمايند ، و صله رحم را رعايت كنند . * ( « وَإِنْ تَعْفُوا وَتَصْفَحُوا وَتَغْفِرُوا فَإِنَّ اللَّه غَفُورٌ رَحِيمٌ » ) * . مؤلف : اين معنا در الدر المنثور هم از عده اى از صاحبان كتب حديث از ابن عباس روايت شده « 1 » . و در الدر المنثور است كه ابن مردويه از عبادة بن صامت و عبد اللَّه بن ابى أوفى ، از رسول خدا ( ص ) نقل كرده‌اند كه در تفسير جمله « انَّما أَمْوالُكُمْ وَأَوْلادُكُمْ » فرموده‌اند : براى هر امتى ، فتنه اى است ، و فتنه امت من كه به وسيله آن آزمايش مىشوند مال است « 2 » .
مؤلف : نظير اين روايت را نيز از ابن مردويه از كعب بن عياض از رسول خدا ( ص ) نقل كرده « 3 » . و باز در همان كتاب است كه ابن ابى شيبه ، احمد ، ابو داوود ، ترمذى ، نسايى ، ابن ماجه ، حاكم و ابن مردويه ، همگى از بريد روايت كرده‌اند كه گفت : رسول خدا ( ص ) مشغول خطابه بود كه حسن و حسين با پيراهنى قرمز وارد شدند ، و ( به طرف آن جناب ) مىرفتند و مىافتادند رسول خدا ( ص ) از منبر پايين آمد و هر دو را بغل كرد يكى را به اين طرف و يكى را به آن طرف و به منبر بالا رفت ، و سپس فرمود : خداى تعالى درست فرموده : « انَّما أَمْوالُكُمْ وَأَوْلادُكُمْ فِتْنَةٌ » ، من وقتى چشمم به اين دو پسر افتاد كه مىآيند و مىافتند ، نتوانستم طاقت بياورم ، و كلامم را قطع نكنم ، بناچار براى گرفتن آن دو پايين آمدم « 4 » . مؤلف : اين روايت بىاشكال نيست ، براى اينكه درست است كه اموال و اولاد فتنه است ، اما نه حتى براى رسول خدا ( ص ) ، كه سيد انبيا و سرآمد مخلصين و معصوم و مؤيد به روح القدس است . روايت ديگرى هست كه لحنش از اين هم شنيعتر است ، و آن روايتى است كه باز الدر المنثور از ابن مردويه ، از عبد اللَّه عمر ، نقل كرده كه گفت : رسول خدا ( ص ) در حالى كه داشت بالاى منبر براى مردم ايراد خطبه مىكرد چشمش به حسين بن على افتاد كه داشت مىآمد ، پا بر دامن خود نهاد و افتاد و گريه كرد ، ناگزير رسول خدا
هامش
( 1 و 2 و 3 و 4 ) الدر المنثور ، ج 6 ، ص 228 .