تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير الميزان ( فارسي ) — صفحة 433

مساهمون:

ص٤٣٣
فراهم سازم . از آن جناب اجازه خواستم فرمود : بگو در آيد . همين كه بر آن جناب وارد شد ، فرش منزل آن جناب را بوسيد ، و گفت : در دين ما اين عمل در برابر اشراف و بزرگان اهل زمانمان واجب است . آن گاه عرضه داشت : خدا اصلاحت كند ، چه مىفرمايى در باره فرقه اى كه ادعايى كرده‌اند ، و فرقه اى ديگر كه همه عادلند به نفع ايشان شهادت دادند . فرمود : چنين ادعايى پذيرفته است . آن گاه گفت : چه مىگويى در باره فرقه اى ديگر كه ادعايى مىكند ، و فرقه هاى ديگر به نفع ايشان شهادت نمىدهند ؟ فرمود دعويشان پذيرفته نيست . آن گاه گفت : ما مسيحيان ادعاء داريم كه عيسى روح اللَّه و كلمه او است ، مسلمانان هم دعوى ما را پذيرفتند ، و بر صدق دعوى ما شهادت دادند . از سوى ديگر مسلمانان ادعاء كردند : محمد پيغمبر است ، و ما پيرو آنان نشديم ، بنا بر اين كيش مسيحيت را هر دو قبول داريم ، و اسلام را يكى از ما ، و آن دينى كه مورد اتفاق هر دو است بهتر است . امام ابو الحسن رضا ( ع ) پرسيد : نام تو چيست ؟ عرضه داشت : يوحنا . فرمود : اى يوحنا ما مسلمانان كه عيسى را روح اللَّه و كلمه خدا مىدانيم هر عيسى نامى را ، به اين سمت نمىشناسيم . آن عيسايى را به اين عنوان قبول داريم كه به نبوت محمد ايمان داشته ، و به آمدنش بشارت داده ، و در باره شخص خودش هم اعتراف كرده ، كه بنده خدا و مربوب او است . حال اگر عيسايى كه به نظر تو روح اللَّه ، و كلمه او است ، آن عيسايى نيست كه به محمد ايمان داشته ، و به آمدنش بشارت داده ، و در باره خودش اعتراف كرده به اينكه خدا يكى است ، و او بنده خداست ، ما از چنين عيسايى بيزاريم و ديگر هر دو طائفه بر سر يك كيش اتفاق نداريم . يوحنا برخاست و به صفوان بن يحيى گفت : بلند شو كه اين مجلس به درد ما نمىخورد « 1 » . مؤلف : گويا منظورش از اينكه گفت « برخيز اين مجلس به درد ما نمىخورد » اين بوده كه آن فايده اى كه انتظار داشتم نداشت ، براى اينكه حجتى كه وى براى امام آورد كارگر نيفتاد . و در كمال الدين به سند خود از يعقوب بن شعيب از امام صادق ( ع ) روايت آورده كه فرمود : بين عيسى و محمد ( صلى اللَّه عليهما ) پانصد سال فاصله بود كه در مدت دويست و پنجاه سال آن نه پيامبرى بود ، و نه عالمى معروف و ظاهر . عرضه داشتم : پس مردم
هامش
( 1 ) عيون اخبار الرضا ، ج 2 ، ص 232 ، باب 56 .