نفس » در او همان است كه در ساير مردم است ، و او بالأخره آمرزيده مىشود « 1 » .
مؤلف : مراد از شهيد ، به قرينه روايات ديگر امام است .
و در معانى الاخبار با ذكر سند از امام صادق ( ع ) نقل شده كه در تفسير آيه مذكور فرمود : « الظالم يحوم حوم نفسه و المقتصد يحوم حوم قلبه و السابق بالخيرات يحوم حوم ربه - ظالم همواره پيرامون خواسته هاى نفس خويش است ، و مقتصد همواره پيرامون آن است كه قلب خود را اصلاح كند ، و سابق به خيرات آن كسى است كه همواره متوجه به پروردگار خويش است » « 2 » .
مؤلف : كلمه « حوم » كه در اين روايت آمده و همچنين كلمه « حومان » به معناى دوران است ، و اينكه فرمود : « ظالم به نفس » همواره پيرامون نفسش دوران دارد ، مراد اين است كه : او هميشه گرفتار خواهشهاى نفس است ، و همه كوشش او براى آن است كه نفس را راضى كند ، و مقتصد پيرامون قلبش دوران دارد ، يعنى همواره در اين مقام است كه قلب خود را تزكيه كند ، و آن را به وسيله زهد و عبادت پاك نگه دارد ، و دوران سابق به خيرات پيرامون پروردگار خود به اين معنا است كه او همواره در صدد اين است كه خود را براى خدا خالص كند ، همواره به ياد او باشد ، و غير از او را از ياد ببرد ، جز به او به كسى ديگر اميد نداشته باشد ، و جز او را قصد نكند .
و بدان كه روايات از طرق شيعه از ائمه اهل بيت ( ع ) در اينكه آيه شريفه خاص فرزندان فاطمه ( ع ) است بسيار زياد است .
و در الدر المنثور است كه : فاريابى ، احمد ، عبد بن حميد ، ابن جرير ، ابن منذر ، ابن ابى حاتم ، طبرانى ، حاكم ، ابن مردويه ، و بيهقى از ابى درداء روايت كردهاند كه گفت : از رسول خدا ( ص ) شنيدم در تفسير آيه * ( « ثُمَّ أَوْرَثْنَا الْكِتابَ الَّذِينَ اصْطَفَيْنا مِنْ عِبادِنا فَمِنْهُمْ ظالِمٌ لِنَفْسِه وَمِنْهُمْ مُقْتَصِدٌ وَمِنْهُمْ سابِقٌ بِالْخَيْراتِ بِإِذْنِ اللَّه » ) * مىفرمود : اما طايفه سوم كه گوى سبقت را در خيرات مىربودند ، بدون حساب داخل بهشت مىشوند ، و اما طايفه دوم كه ميانه رو بودند ، آنها هستند كه قرآن در باره شان مىفرمايد حسابى آسان پس مىدهند . و اما طايفه اول كه ظالم به نفس هستند ، آنها در تمامى طول مدتى كه محشر برپا است مشغول پس دادن حسابند ، و آن گاه همانهايند كه خدا را با رحمتش ديدار مىكنند . پس همين ظالمان به
هامش
( 1 ) سعد السعود ، ص 79 ، به مضمون حديث قبل آمده است .
( 2 ) معانى الاخبار ، ص 104 ، ح 1 .