نُورٍ مِنْ رَبِّه » ) * فرمود : نور وقتى در قلب قرار گرفت ، قلب براى پذيرش آن گشاد و پذيرا مىگردد .
اصحاب عرضه داشتند : يا رسول اللَّه آيا براى آن علامتى هست كه با آن شناخته شود ؟ فرمود : علامتش دست برداشتن از ماديات دار غرور و رجوع به سوى دار خلود و مستعد گشتن براى مرگ ، قبل از فرا رسيدن آن است « 1 » .
مؤلف : اين روايت را الدر المنثور هم از ابن مردويه ، از عبد اللَّه بن مسعود و حكيم ترمذى از ابن عمر و نيز ابن جرير و ديگران از قتاده روايت كردهاند « 2 » .
و در تفسير قمى در ذيل آيه * ( « أفَمَنْ شَرَحَ اللَّه صَدْرَه . . . » ) * مىگويد : اين آيه در باره امير المؤمنين ( ع ) نازل شده است « 3 » .
مؤلف : نازل شدن سوره به يك دفعه با اين روايت سازگار نيست هم چنان كه نظيرش گذشت .
و در الدر المنثور است كه : ابن جرير ، از ابن عباس روايت كرده كه اصحاب عرضه داشتند : يا رسول اللَّه چه مىشد قدرى براى ما سخن مىگفتى ؟ پس اين آيه نازل شد : * ( « اللَّه نَزَّلَ أَحْسَنَ الْحَدِيثِ » ) * « 4 » .
مؤلف : اين روايت از باب تطبيق است ، نه اينكه آيه مخصوص اين مورد باشد .
و در مجمع البيان در ذيل جمله * ( « تَقْشَعِرُّ مِنْه جُلُودُ . . . » ) * مىگويد از عباس بن عبد المطلب روايت شده كه گفت : رسول خدا ( ص ) فرمود : هر گاه پوست بدن بنده از ترس خدا جمع شد ، گناهانش مىريزد ، همانطور كه برگهاى خشك از درخت مىريزد « 5 » .
و در الدر المنثور در ذيل جمله * ( « قُرْآناً عَرَبِيًّا غَيْرَ ذِي عِوَجٍ » ) * مىگويد : ديلمى در مسند الفردوس از انس از رسول خدا ( ص ) روايت كرده كه در معناى جمله * ( « غَيْرَ ذِي عِوَجٍ » ) * فرمود : يعنى غير مخلوق « 6 » .
مؤلف : آيه شريفه نمىتواند منطبق با اين روايت باشد . در سابق هم در تفسير آيه « تِلْكَ الرُّسُلُ فَضَّلْنا بَعْضَهُمْ عَلى بَعْضٍ » « 7 » در جلد دوم اين كتاب سخنى پيرامون كلام مزبور
هامش
( 1 ) روضة الواعظين ، ص 448 .
( 2 ) الدر المنثور ، ج 5 ، ص 325 .
( 3 ) تفسير قمى ، ج 2 ، ص 248 .
( 4 ) الدر المنثور ، ج 5 ، ص 325 .
( 5 ) مجمع البيان ، ج 8 ، ص 495 .
( 6 ) الدر المنثور ، ج 5 ، ص 326 .
( 7 ) سوره بقره ، آيه 253 .