ايوب چون ديد گيسوان همسرش بريده شده قبل از اينكه از جريان بپرسد سوگند خورد كه صد تازيانه به او بزند ، و چون همسرش علت بريدن گيسوانش را شرح داد ، ايوب ( ع ) در اندوه شد كه اين چه سوگندى بود كه من خودم ، پس خداى عز و جل به دو وحى كرد : « * ( وَخُذْ بِيَدِكَ ضِغْثاً فَاضْرِبْ بِه وَلا تَحْنَثْ ) * - يك مشت شاخه در دست بگير و به او بزن تا سوگند خود را نشكسته باشى . او نيز يك مشت شاخه كه مشتمل بر صد تركه بود گرفته چنين كرد و از عهده سوگند برآمد » « 1 » .
مؤلف : ابن عباس هم قريب به اين مضمون را روايت كرده . و از وهب روايت شده كه همسر ايوب دختر ميشا فرزند يوسف بوده . و اين روايت - به طورى كه ملاحظه گرديد - ابتلاى ايوب را به نحوى بيان كرد كه مايه نفرت طبع هر كسى است ، و البته روايات ديگرى هم مؤيد اين روايات هست ، ولى از سوى ديگر از ائمه اهل بيت ( ع ) رواياتى رسيده كه اين معنا را با شديدترين لحن انكار مىكند و - ان شاء اللَّه - آن روايات از نظر خواننده خواهد گذشت . و از خصال نقل شده كه از قطان از سكرى ، از جوهرى ، از ابن عماره ، از پدرش از امام صادق ، از پدرش ( ع ) روايت كرده كه فرمود : ايوب ( ع ) هفت سال مبتلا شد ، بدون اينكه گناهى كرده باشد ، چون انبيا به خاطر عصمت و طهارتى كه دارند ، گناه نمىكنند ، و حتى به سوى گناه - هر چند صغيره باشد - متمايل نمىشوند .
و نيز فرمود : هيچ يك از ابتلائات ايوب ( ع ) عفونت پيدا نكرد ، و بدبو نشد ، و نيز صورتش زشت و زننده نگرديد ، و حتى ذرهاى خون و يا چرك از بدنش بيرون نيامد ، و احدى از ديدن او تنفر نيافت و از مشاهده اش وحشت نكرد ، و هيچ جاى بدنش كرم نينداخت ، چه ، رفتار خداى عز و جل در باره انبيا و اولياى مكرمش كه مورد ابتلايشان قرار مىدهد ، اين چنين است . و اگر مردم از او دورى كردند ، به خاطر بى پولى و ضعف ظاهرى او بود ، چون مردم نسبت به مقامى كه او نزد پروردگارش داشت جاهل بودند ، و نمىدانستند كه خداى تعالى او را تاييد كرده ، و به زودى فرجى در كارش ايجاد مىكند و لذا مىبينيم رسول خدا ( ص ) فرموده : گرفتارترين مردم از جهت بلاء انبيا و بعد از آنان هر كسى است كه مقامى نزديكتر به مقام انبيا داشته باشد .
و اگر خداى تعالى او را به بلايى عظيم گرفتار كرد ، بلايى كه با آن در نظر تمامى مردم خوار و بىمقدار گرديد ، براى اين بود كه مردم در باره اش دعوى ربوبيت نكنند ، و از
هامش
( 1 ) تفسير قمى ، ج 2 ، ص 241 - 239 .