تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير الميزان ( فارسي ) — صفحة 81

مساهمون:

ص٨١
و در الدر المنثور است كه : عبد بن حميد ، مسلم ، و ترمذى ، ابن ابى حاتم ، ابن مردويه ، و بيهقى در دلائل ، از ابى هريره روايت كرده‌اند كه گفت : وقتى ابو طالب از دنيا مىرفت رسول خدا ( ص ) نزدش آمد و فرمود : عموجان بگو لا إله الا اللَّه تا من روز قيامت نزد خدا برايت بدان شهادت دهم ، گفت : شهادت مىدادم ، اگر سرزنش قريش نبود ، كه فردا بگويند جزع و ناراحتى مرگ او را به اين اقرار واداشت ، لذا خداى تعالى اين آيه را فرستاد : * ( « إِنَّكَ لا تَهْدِي مَنْ أَحْبَبْتَ وَلكِنَّ اللَّه يَهْدِي مَنْ يَشاءُ وَهُوَ أَعْلَمُ بِالْمُهْتَدِينَ » ) * « 1 » . مؤلف : در معناى اين روايت ، روايت ديگرى از ابن عمر ، ابن مسيب ، و غير آن دو آمده ، و ليكن روايات بسيار زيادى از ائمه اهل بيت ( ع ) رسيده ، كه فرموده‌اند : ابو طالب ايمان آورده بود ، و اشعارى هم كه از او نقل شده پر است از اقرار به صدق رسول خدا ( ص ) ، و حق بودن دين او ، و اين ابو طالب كسى است كه رسول خدا ( ص ) را وقتى صغير بود در دامن خود جاى داد ، و بعد از بعثت و قبل از هجرت از او حمايت كرد ، حمايتى كه ارزش آن حمايت و مجاهداتش در حفظ جان شريف رسول خدا ( ص ) در ده سال قبل از هجرت معادل است با ارزش مجاهدتهاى همه مهاجرين و انصار در ده سال بعد از هجرت ، آن وقت چگونه ممكن است چنين كسى ايمان نياورده باشد ؟ !
هامش
( 1 ) الدر المنثور ، ج 5 ، ص 133 .