كفار آن را براى خود خير مىپنداشتند ، و آن عبارت بود از غلبه بر مسلمانان ، و از بين بردن رسول خدا ( ص ) .
و معناى آيه اين است كه خداى تعالى كفار را به اندوه و خشمشان برگردانيد ، در حالى كه به هيچ آرزويى نرسيدند ، و خداوند كارى كرد كه مؤمنين هيچ احتياجى به قتال و جنگ پيدا نكردند ، و خدا قوى بر اراده خويش ، و عزيزى است كه هرگز مغلوب نمىشود .
* ( « وَأَنْزَلَ الَّذِينَ ظاهَرُوهُمْ مِنْ أَهْلِ الْكِتابِ مِنْ صَياصِيهِمْ ) * . . . * ( قَدِيراً » ) * « ظاهروهم » از « مظاهر » است ، كه به معناى معاونت و يارى است ، و « صياصى » جمع « صيصية » است ، كه به معناى قلعه بسيار محكمى است ، كه با آن از حمله دشمن جلوگيرى مىشود ، و شايد تعبير به انزال از قلعه ها ، ( با اينكه ممكن بود بفرمايد آنها را از قلعه هايشان بيرون كرديم ) ، بدين جهت باشد كه اهل كتاب از بالاى برجها و ديوارهاى قلعه بر دشمنان خود كه در بيرون قلعه ايشان را محاصره مىكردند مشرف مىشدند .
و معناى آيه اين است كه * ( « وَأَنْزَلَ الَّذِينَ ظاهَرُوهُمْ » ) * خداوند آنهايى را هم كه مشركين را عليه مسلمانان يارى مىكردند ، يعنى بنى قريظه را كه * ( « مِنْ أَهْلِ الْكِتابِ » ) * از اهل كتاب و يهودى بودند ، * ( « مِنْ صَياصِيهِمْ » ) * از بالاى قلعه هايشان پايين آورد ، « و قذف » و افكند * ( « فِي قُلُوبِهِمُ الرُّعْبَ » ) * ترس را در دلهايشان ، * ( « فَرِيقاً تَقْتُلُونَ » ) * عده اى را كه همان مردان جنگى دشمن باشند بكشتيد ، * ( « وَتَأْسِرُونَ فَرِيقاً » ) * و جمعى كه عبارت بودند از زنان و كودكان دشمن را اسير كرديد * ( « وَأَوْرَثَكُمْ أَرْضَهُمْ وَدِيارَهُمْ وَأَمْوالَهُمْ وَأَرْضاً لَمْ تَطَؤُها » ) * بعد از كشته شدن و اسارت آنان ، اراضى و خانه ها و اموال آنان ، و سرزمينى را كه تا آن روز قدم در آن ننهاده بوديد به ملك شما درآورد .
و منظور از اين سرزمين ، سرزمين خيبر ، و يا آن اراضى است كه خداوند بدون جنگ نصيب مسلمانان كرد ، و اما اينكه بعضى گفتهاند : مقصود هر زمينى است كه تا روز قيامت به دست مسلمانان فتح شود ، و يا خصوص زمين مكه ، و يا زمين روم و فارس است ، تفسيرى است كه سياق دو آيه مورد بحث با آن نمىسازد « 1 » .
و اما جمله * ( « وَكانَ اللَّه عَلى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيراً » ) * معنايش روشن است .
هامش
( 1 ) مجمع البيان ، ج 8 ، ص 340 و روح المعانى ، ج 21 ، ص 180 .