است حقيقى ، و يا مراد صرف زياد جلوه دادن مدت است ، هم چنان كه در آيه « يَوَدُّ أَحَدُهُمْ لَوْ يُعَمَّرُ أَلْفَ سَنَةٍ » « 1 » نيز منظور همين است ، يعنى مىخواهد بفرمايد دوست مىدارند بسيار زياد عمر كنند ، نه خصوص عدد هزار ، ليكن اين احتمال از سياق آيه بعيد است .
به طورى كه ملاحظه فرموديد آيه شريفه احتمالهاى زيادى را تحمل مىكند ، و با همه آنها مىسازد ، و ليكن از همه آنها نزديكتر به ذهن اين است كه كلمه « فى يوم » قيد باشد براى * ( « ثُمَّ يَعْرُجُ إِلَيْه » ) * و مراد از روز عروج امر ، يكى از پنجاه موقف از مواقف روز قيامت باشد ( و خدا داناتر است ) .
* ( « ذلِكَ عالِمُ الْغَيْبِ وَالشَّهادَةِ الْعَزِيزُ الرَّحِيمُ » ) * تفسير مفردات اين آيه گذشت ، و مناسبت اسماى سه گانه در آن ، با اين مقام ظاهر است .
* ( « الَّذِي أَحْسَنَ كُلَّ شَيْءٍ خَلَقَه » ) * راغب مىگويد : كلمه « حسن » عبارت است از هر چيزى كه بهجت آورد و انسان به سوى آن رغبت كند ، و اين حالت سه قسم است ، يكى اينكه چيزى مستحسن از جهت عقل باشد ، يعنى عقل آن را نيكو بداند ، دوم اينكه از نظر هواى نفس نيكو باشد ، سوم از نظر حسى زيبا و نيكو باشد « 2 » . البته اين تقسيمى است براى زيبايى از نظر ادراكات سه گانه انسان .
و حقيقت حسن عبارت است از سازگارى اجزاى هر چيز نسبت بهم ، و سازگارى همه اجزاء با غرض و غايتى كه خارج از ذات آن است ، بنا بر اين ، زيبايى روى به معناى جور بودن و سازگار بودن اجزاى صورت از چشم و ابرو و بينى و دهان و غيره است ، و حسن عدالت سازگاريش با غرضى است كه از اجتماع مدنى منظور است ، و آن به اين است كه در جامعه هر صاحب حقى به حق خود برسد ، و همچنين است حسن هر چيز ديگر .
دقت در خلقت اشياء كه هر يك داراى اجزايى موافق و مناسب با يكديگر است ، و اينكه مجموع آن اجزاء مجهز به وسايل رسيدن آن موجود به كمال و سعادت خويش است ، و اينكه اين مجهز بودنش به نحوى است كه بهتر و كاملتر از آن تصور ندارد ، اين معنا را دست مىدهد كه هر يك از موجودات فى نفسه و براى خودش داراى حسنى است ، كه تمامتر و
هامش
( 1 ) هر يك از ايشان دوست مىدارد هزار سال عمر كند . سوره بقره ، آيه 96 .
( 2 ) مفردات راغب ، ماده « حسن » .