در بعضى از روايات آمده كه سبب كشتن وى اين بود كه او را متهم كردند كه با حضرت مريم عمل منافى عفت انجام داده و از اين راه مريم به عيسى ( ع ) حامله شده و دليلشان اين بود كه غير از زكريا كسى به مريم سر نمىزد ، جهات ديگرى نيز روايت شده « 1 » .
داستان يحيى ( ع ) در قرآن
1 - ستايش قرآن كريم :
خداى عز و جل آن جناب را در چند جاى قرآن ياد كرده و او را به ثناى جميلى ستوده ، از آن جمله او را تصديق كننده كلمه اى از خدا ( يعنى نبوت مسيح ) خوانده و او را سيد و مايه آبروى قومش و حصور ( بىزن ) خوانده ، و پيغمبرى از صالحين ناميده ، « سوره آل عمران ، آيه 39 » .
و نيز از مجتبين يعنى مخلصين و راه يافتگان خوانده ( سوره انعام ، آيه 85 تا 87 ) و نام او را خودش نهاده ، و او را يحيى ناميده ، كه قبل از وى هيچ كس بدين نام مسمى نشده ، و او را مامور به اخذ كتاب به قوت نموده ، و او را در كودكى حكم داده ، و بر او در سه روز زندگيش سلام فرستاده ، روزى كه متولد شد ، و روزى كه از دنيا مىرود و روزى كه دوباره زنده مىشود ( سوره مريم ، آيات 2 - 15 ) و به طور كلى دودمان زكريا را مدح كرده و فرموده « إِنَّهُمْ كانُوا يُسارِعُونَ فِي الْخَيْراتِ وَيَدْعُونَنا رَغَباً وَرَهَباً وَكانُوا لَنا خاشِعِينَ » اينان مردمى بودند كه در خيرات ساعى و كوشا بودند و ما را به رغبت و از رهبت و خشوع مىخواندند « سوره انبياء ، آيه 90 » و مقصود از كلمه اينان يحيى و پدر و مادر او است .
2 - تاريخ زندگيش
- يحيى ( ع ) به طور معجزه آسا و خارق العادة براى پدر و مادرش متولد شد ، چون پدرش پيرى فرتوت و مادرش زنى نازا بود ، و هر دو از فرزنددار شدن مايوس بودند ، در چنين حالى خداى تعالى يحيى را به ايشان ارزانى داشت ، و يحيى ( ع ) از همان كودكى مشغول عبادت شد خداى تعالى از كودكى او را حكمت داده بود ، او تمام عمر را به زهد و انقطاع گذرانيد ، و هرگز با زنان نياميخت و هيچ يك از لذائذ دنيا او را از خدا به خود مشغول نساخت .
يحيى ( ع ) معاصر عيسى بن مريم ( ع ) بود و نبوت او را تصديق كرد و او در ميان قوم خود سيد و شريف بود به طورى كه دلها همه به او توجه مىنمود و به سويش
هامش
( 1 ) بحار الانوار ، ج 14 ، ص 179 .