تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير الميزان ( فارسي ) — صفحة 313

مساهمون:

ص٣١٣
از تكلم با غير به غيبت به كار رفته و اگر فرمود : « قال - گفت » و نفرمود : « قلنا - گفتيم » بدين جهت بوده كه آيه شريفه مشتمل بود بر حكم و قضاء و راندن قضا ، و مختص به ذات بارى تعالى است هم چنان كه خودش فرمود : « وَاللَّه يَقْضِي بِالْحَقِّ » « 1 » و نيز فرموده : « إِنِ الْحُكْمُ إِلَّا لِلَّه » « 2 » . * ( « فَإِمَّا يَأْتِيَنَّكُمْ مِنِّي هُدىً فَمَنِ اتَّبَعَ هُدايَ فَلا يَضِلُّ وَلا يَشْقى » ) * . در اين قسمت از آيه قضايى از خدا حكايت شده كه متفرع بر هبوط است و به همين جهت با حرف « فا » كه تفريع را مىرساند عطف به ما قبل يعنى به هبوط شده و اصل جمله * ( « فَإِمَّا يَأْتِيَنَّكُمْ » ) * جمله « فان ياتكم » بوده كلمه « ما » و نيز « نون تاكيد » بر آن اضافه شده تا به وقوع حتمى شرط اشاره كند ، گويا فرموده : « اگر از من هدايتى براى شما آمد و حتما هم خواهد آمد پس هر كس هدايتم را پيروى كند . . . » . و در جمله * ( « فَمَنِ اتَّبَعَ هُدايَ » ) * اگر اتباع ( پيروى ) را به هدايت نسبت داده از طريق استعاره به كنايه است و گر نه اصلش « من اتبع الهادى الذى يهدى بهداى - هر كه پيروى كند هدايتگرى را كه به هدايت من هدايت مىكند » بوده است . * ( « فَلا يَضِلُّ وَلا يَشْقى » ) * - يعنى در طريق خود گمراه و در رسيدن به نتيجه اى كه در عاقبت امرش هست شقى نمىشود و اينكه به طور مطلق فرموده گمراه و شقى نمىشود مىرساند كه هم ضلالت و شقاوت دنيايى از او نفى شده هم آخرتى و بايد هم همين طور باشد چون هدايت الهى دين فطرىيى است كه خداى تعالى به لسان انبيايش به سوى آن دعوت فرموده و دين فطرى عبارت است از مجموع اعتقادات و اعمالى كه فطرت آدمى آن را اقتضا مىكند و جهازاتى كه خلقتش بدان مجهز است و به سوى آن دعوت مىنمايد ، و معلوم است كه سعادت هر چيزى رسيدن به همان اهدافى است كه خلقت و جهازات خلقتش تقاضاى آن را دارد و به غير آن ، سعادتى ديگر ندارد هم چنان كه خداى تعالى فرموده : « فَأَقِمْ وَجْهَكَ لِلدِّينِ حَنِيفاً فِطْرَتَ اللَّه الَّتِي فَطَرَ النَّاسَ عَلَيْها لا تَبْدِيلَ لِخَلْقِ اللَّه ذلِكَ الدِّينُ الْقَيِّمُ » « 3 » . * ( « وَمَنْ أَعْرَضَ عَنْ ذِكْرِي فَإِنَّ لَه مَعِيشَةً ضَنْكاً وَنَحْشُرُه يَوْمَ الْقِيامَةِ أَعْمى » ) * . راغب در مفردات مىگويد : كلمه « عيش » به معناى زندگى مخصوص حيوان است
هامش
( 1 ) خدا است كه به حق قضاء مىراند . سوره مؤمن ، آيه 20 . ( 2 ) حكم راندن تنها براى خدا است . سوره يوسف ، آيه 67 . ( 3 ) روى دل به سوى اين دين معتدل كن كه نهاد خدا است نهادى كه مردم را بر آن نهاد ، و خلقت خدا تغيير پذير نيست دين قيم همين است . سوره روم ، آيه 30 .