تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير الميزان ( فارسي ) — صفحة 308

مساهمون:

ص٣٠٨
كم گرفتن مكر او است ، و معنايش اين است كه او را اطاعت مكن ، و از كيد و تسويلات او غفلت مورز ، تا بر شما مسلط شود و در بيرون كردنتان از بهشت و بدبخت كردنتان قوى گردد .
امام فخر رازى در تفسير خود وجوهى براى علت دشمنى ابليس با آدم و همسرش آورده « 1 » ، كه چون وجوهى بىپايه بود ، فائده اى در نقل آن ، و سخن به درازا كشيدن نبود ، و حق مطلب در اين مساله اين است كه علت اين دشمنى ، همان رانده شدن خود او از درگاه قرب ، و رجيم شدن و ملعون گشتن او تا روز قيامت بوده هم چنان كه از آيه « قالَ رَبِّ بِما أَغْوَيْتَنِي لأُزَيِّنَنَّ لَهُمْ فِي الأَرْضِ وَلأُغْوِيَنَّهُمْ أَجْمَعِينَ » « 2 » و نيز آيه « قالَ أرَأَيْتَكَ هذَا الَّذِي كَرَّمْتَ عَلَيَّ لَئِنْ أَخَّرْتَنِ إِلى يَوْمِ الْقِيامَةِ لأَحْتَنِكَنَّ ذُرِّيَّتَه إِلَّا قَلِيلًا » « 3 » كه هر دو حكايت كلام ابليس است ، نيز اين معنا استفاده مىشود ، و معلوم است كه احترام آدم احترام نوع بشر ، و برترى آن از ابليس بوده ، كما اينكه امر به سجده كردن ابليس براى او امر به سجده كردن در برابر نوع بوده ، پس سبب اصلى اين عداوت همان تقدم نوع انسان و تاخر شيطان ، و مطرود و ملعون شدنش بوده است . جمله « فتشقى » تفريع بر خارج شدن آنان از بهشت است ، و مراد از شقاوت تعب و رنج است ، يعنى زنهار ، چنين مكن و خود را به تعب نيفكن ، چون زندگى در غير بهشت كه ناگزير همان زمين خواهد بود ، زندگى آميخته با رنج و تعب است چون در آنجا احتياجات فراوان است ، و براى رفع آن فعاليت بسيار لازم است ، در آنجا احتياج به طعام و نوشيدنى و لباس و مسكن و غير آن هست . دليل بر اينكه مقصود از « شقاء » ، تعب است ، دو آيه بعدى است كه به تفسير شقاوت اشاره نموده مىفرمايند : * ( « إِنَّ لَكَ أَلَّا تَجُوعَ فِيها وَلا تَعْرى وَأَنَّكَ لا تَظْمَؤُا فِيها وَلا تَضْحى » ) * تو كه از خاك زمينى ، در بهشت نه گرسنه مىشوى نه عريان ، نه دچار تشنگى مىشوى ، نه گرما . و همين خود نيز دليل بر اين است كه نهى در آيه مورد بحث ارشادى است ، كه در مخالفتش غير از وقوع در مفسده اى كه مترتب بر خود فعل است ، يعنى تعب و زحمتى كه در
هامش
( 1 ) تفسير فخر رازى ، ج 21 ، ص 124 . ( 2 ) گفت پروردگارا ! به خاطر اينكه گمراهم كردى ، من هم در زمين ، زندگى زمينى را در نظرشان جلوه مىدهم ، و تمامشان را گمراه مىكنم . سوره حجر ، آيه 39 . ( 3 ) گفت آيا اين است آن كسى كه بر من برتريش دادى اگر تا روز قيامت مهلتم دهى بيخ حلق ذريه اش را خواهم گرفت مگر اندكى را . سوره اسرى ، آيه 62 .
تفسير الميزان ( فارسي ) — صفحة 308 | السيد محمدحسين الطباطبائي / همدانى / سيد محمد باقر موسوى همدانى