و خيمه است - خانه هايى كه : * ( « تَسْتَخِفُّونَها » ) * يعنى سبكش مىشماريد و براى نقل و انتقالهاى خود اختصاصش مىدهيد در : * ( « يَوْمَ ظَعْنِكُمْ » ) * روز كوچ كردنتان و * ( « يَوْمَ إِقامَتِكُمْ » ) * در روز اقامتتان كه سفرى نداريد .
و اينكه فرمود : * ( « وَمِنْ أَصْوافِها وَأَوْبارِها وَأَشْعارِها » ) * عطف است بر « من جلودها » و تقديرش « جعل لكم من اصوافها - خدا قرار داد براى شما از پشمهاى آنها » يعنى گوسفندان و « اوبارها » يعنى مال شتران و « اشعارها » يعنى مال بزها « اثاثا » اثاثى كه در خانه هايتان به كار ببريد « و متاعا » و متاعى كه از آن بهره مند شويد « الى حين » البته اين بهره مندى تا مدتى است محدود ، بعضى « 1 » گفتهاند : اين قيد مدت محدود اشاره است به اينكه همه اين نعمتها فانى و از بين رفتنى است ، پس عاقل نبايد به خاطر اينها نعيم آخرت را از دست بدهد .
* ( « وَاللَّه جَعَلَ لَكُمْ مِمَّا خَلَقَ ظِلالًا . . . » ) * .
اين دو ظرف ، يعنى ظرف « لكم » و ظرف « مما خلق » متعلقند به « جعل » و تعليق ظلال بر ما خلق براى اين است كه خود ظلال ( سايه ها ) امرى عدمى است و قابل خلق نيست ، مگر به تبع غير خودش ، و در عين اينكه خودش عدمى است ، همين وجود تبعيش خود يكى از نعمتهاى بزرگى است كه خداى تعالى بر انسان و ساير حيوانات و حتى نباتات انعام كرده ، بطورى كه نعمت بودن آن و استفاده انسان و حيوان و نبات از آن كمتر از استفاده اش از نور نيست ، زيرا اگر سايه نبود ، يعنى سايه شب سايه درختان و سايه نباتها ، و دائما نور و روشنى بود يك جاندار در روى زمين زنده نبود .
* ( « وَجَعَلَ لَكُمْ مِنَ الْجِبالِ أَكْناناً » ) * - كلمه « كن » به معناى چيزى است كه با آن چيز ديگرى پوشيده شود حتى پيراهن هم براى كسى كه آن را مىپوشد « كن » است و مقصود از « كن » كوه ها و غارها و دخمه هاى آن است .
« * ( وَجَعَلَ لَكُمْ سَرابِيلَ تَقِيكُمُ الْحَرَّ ) * » - مقصود از « سرابيل » ، پيراهنى است كه شما را از گرما حفظ كند .
در مجمع البيان گفته : اگر فرمود : شما را از گرما حفظ كند و نفرمود : از سرما ، براى اين بود كه هر چيزى كه آدمى را از گرما حفظ كند از سرما هم حفظ مىكند و اگر خصوص گرما را ذكر كرد با اينكه همان چيز آدمى را از سرما بيشتر حفظ مىكند براى اين
هامش
( 1 ) مجمع البيان ، ج 6 ، ص 377 .